وکالت زوجه در طلاق

0

تالیف: محبوبه شاحسینی

کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی

عضو هیات مدیره موسسه حقوقی رهپویان آتی‌نگر

 

مقدمه

به طور کلی در عقد نکاح این مرد است که زن را طلاق می‌دهد به عبارت دیگر ممکن است مرد بتواند عقد نکاح را بدون خواست زن باطل کند اما زن اگر تمایل به جدا شدن از همسرش داشته باشد باید حتما او را راضی به این کار کند. تنها موارد اندکی وجود دارند که خواست زن به تنهایی می‌تواند منجر به جاری شدن صیغه‌ی طلاق یا در واقع باطل شدن عقد نکاح شود. یکی از این موارد هم که در نوشته‌های پیشین به آنها نپرداختیم این است که زن از مرد وکالت برای طلاق داشته باشد. اگر زن برای جدایی، از همسرش وکالت داشته باشد، شرایط طلاق تغییر می‌کند. در این نوشته به شرایط و نحوه‌ی اجرای وکالت زوجه در طلاق می‌پردازیم.

اما پیش از آن لازم است اندکی در مورد طلاق و انواع آن بیشتر بدانیم:

طلاق چیست؟

طلاق در معنی لغوی یعنی رها شدن. و منظور از طلاق در یک زندگی زناشویی رها شدن زن از قید عقد نکاح می‌باشد. از نظر حقوقی طلاق به مفهوم انحلال ازدواج دائم با شرایط خاص از طرف مرد یا نماینده قانونی او می‌باشد.

اگر به همین تعریف ساده و کوتاه دقت کنید متوجه دو ویژگی طلاق خواهید شد:

اولا: طلاق مخصوص ازدواج دائم است. ازدواج موقت یا با پایان رسیدن مدت تعیین شده ازدواج منحل می‌شود و یا از طریق بخشش مدت باقیمانده ازدواج از سوی مرد.

دوما: طلاق باید از سوی مرد یا نهایتا نماینده قانونی او صورت گیرد. چنانکه همانطور که دیدید حتی ازدواج موقت نیز باید از طرف مرد منحل شود.

نکته اول ارتباطی با موضوع این مقاله یعنی وکالت زوجه در طلاق ندارد به همین دلیلی نیز از توضیح اضافه در مورد آن می‌پرهیزیم. اما نکته‌ی دوم برای موضوع مورد بررسی ما حائز اهمیت است. این نکته نشان می‌دهد که زن نمی‌تواند امر طلاق را به تنهایی پیش ببرد و حتی اگر این زن باشد که مایل به طلاق است باید تلاش کند که خواست مرد را هم جلب کند و شاید حالا بتوانید بفهمید که چرا بسیاری از زن‌ها برای جدا شدن از همسرشان حاضرمی‌شوند ازگرفتن مهریه – که حق قانونی آنها است – بگذرند.

در واقع بر طبق قانون اسلام حق طلاق اساسا برای مرد است و قانون مدنی نیز از این نظریه تبعیت نموده‌است. یعنی بر اساس ماده 1133 قانون مدنی علیرغم اینکه نکاح یک عقد است، بر خلاف دیگر عقود تنها یک اراده – فقط اراده‌ی مرد – برای گسیختن آن کافی است.

با این همه گاهی اوقات – بسته به نوع طلاق – پیش می‌آید که اقدام زن برای طلاق منجر به انحلال عقد نکاح می‌شود. برای روشن شدن این قضیه بهتر است انواع طلاق را به طور خلاصه با یکدیگر مرور کنیم.

انواع طلاق

همانطور که در ماده ۱۱۴۳ قانون مدنی کشور هم آمده، طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی. از روی این جمله متوجه می‌شویم که طلاق در دو دسته کلی قرار می‌گیرد. اما مشخصه‌ی متمایزکننده طلاق بائن و طلاق رجعی چیست؟ مبنای این تقسیم بندی حق رجوع مرد است. به این صورت که مرد در طلاق رجعی حق رجوع دارد اما در انواع طلاق بائن ندارد. حق رجوع مرد به این مفهوم است که مرد – در صورت تمایل – بعد از طلاق می‌تواند درمدت زمان عده بدون نیاز به عقد، دوباره به زندگی مشترک برگردد.

لازم است بدانید که بعد از انخلال عقد نکاح، زن تا مدتی نمی‌تواند همسر دیگری اختیار کند؛ در اصطلاحات حقوقی به این مدت زمان عده گفته می‌شود. مدت زمان عده نیز با در نظر گرفتن مواردی مانند نوع پایان ازدواج (مرگ شوهر، فسخ نکاح یا طلاق)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و بارداری یا عدم بارداری زن تعیین می‌شود. از آنجا که موضوع بحث این مقاله مربوط به عقد دائم است بد نیست بدانید که عده‌ی طلاق در عقد دائم حدودا ۳ ماه است اما در صورتی که زن در هنگام طلاق باردار باشد عده‌ی او تا زمان وضع حمل طول خواهد کشید.

در ادامه طلاق رجعی و انواع طلاق بائن تشریح می‌شوند؛ ضمنا در صورتی که تمایل داشته باشید در این مورد بیشتر بدانید می‌توانید مقاله مهریه در انواع طلاق دروبسایت حقوقی رهپویان آتی نگر را مطالعه کنید.

وکالت زوجه در طلاق

طلاق رجعی

طلاق رجعی که احتمالا شایع‌ترین نوع طلاق است، طلاقی است که در آن مرد در زمان عده حق رجوع دارد. در این نوع طلاق رابطه زناشویی در زمان عده، از بین نرفته ‌است و زن همچنان زوجه به حساب می‌آید، زوج و زوجه در یک مکان زندگی می‌کنند و مرد موظف به پرداخت نفقه به زن می‌باشد. در این شرایط مرد می‌تواند با گفتن عبارات و یا انجام عمل خاصی قصد خود برای رجوع را نشان دهد.

طلاق بائن

همانطور که گفته شد در انواع طلاق بائن، مرد در مدت عده حق رجوع ندارد. یعنی بعد از طلاق رابطه‌ی زوجیت قطع می‌شود و زن و مرد بر هم حرام می‌شوند، بنابراین حق نفقه‌ی زن هم تعریفی ندارد. طلاق بائن در چهار حالت زیر اتفاق می‌افتد:

  1. طلاق در زمان باکره‌گی زن اتفاق بیافتد
  2. طلاق در زمان یائسه‌گی زن اتفاق بیافتد
  3. طلاقی که برای بارسوم یعنی بعد از سه بار طلاق و رجوع اتفاق بیافتد
  4. طلاق خلع و مبارات

لازم است بدانید که طلاق خلع زمانی رخ می‌دهد که زن از شوهر آنقدر بیزار باشد که حاضر شود با بخشش مالی از خود، از قید زوجیت او آزاد شود؛ این مال ممکن است مهریه زن یا معادل آن یا کمتر و یا بیشتر از آن باشد. در این نوع طلاق زن تقاضای طلاق می‌کند اما در نهایت مرد باید توافق خود با طلاق را اعلام کند. در غیر این صورت زن نمی‌تواند طلاق بگیرد.

طلاق مبارات زمانی رخ می‌دهد که زوجین از یکدیگر بیزار باشند و با یکدیگر به توافق برسند که زندگی مشترکشان را پایان دهند. در طلاق مبارات هم زن باید مالی را به شوهرببخشد اما مقدار آن نمی‌تواند بیشتر از مهریه زن باشد.

اگرچه این دو نوع طلاق توافقی نامیده می‌شوند اما از نظر حقوقی این مرد است که درخواست طلاق می‌دهد.

طلاق عسر و حرج

طلاق عسر و حرج نوع دیگری ازطلاق است که در آن هم مرد حق رجوع ندارد. این نوع طلاق زمانی اتفاق می‌افتد که به دلیل سختی زیاد و مشقت فراوان تحمل زندگی مشترک و دوام آن برای زوجه غیر ممکن شود. در چنین شرایطی زن می‌تواند تقاضای طلاق کند و در صورت اثبات صحت ادعای او دادگاه جواز طلاق را صادر می‌کند.

همانطور که دیدید انواع طلاق اگرچه با یکدیگر متفاوت هستند اما به جز طلاق عسر و حرج، این مرد است که برای منحل شدن عقد نکاح اقدام حقوقی می‌کند یا به اصطلاح زن را طلاق می‌دهد. در طلاق عسر و حرج اگر زن بتواند غیرقابل تحمل بودن زندگی مشترک را اثبات کند اما مرد حاضر به طلاق دادن زن نباشد، این دادگاه است که از طرف مرد زن را طلاق می‌دهد.

به بیان دیگر و همانطور که در ابتدای این نوشته آمد مرد می‌تواند بدون اقامه‌ی هیچ دلیلی و حتی بدون رضایت همسرش او را طلاق دهد در حالی که زن برای جدا شدن از همسرش باید حتما رضایت او را جلب کند – البته به جز در طلاق عسر و حرج.

منظور از وکالت زوجه در طلاق چیست؟

اول از همه مجددا لازم است تکرار شود که بنا بر ماده 1133 قانون مدنی که در بالا به آن اشاره شد، بودن حق طلاق به دست مرد یک حکم شرعی یا یک قاعده امری است، نه یک حق قابل گذشت و یا یک قاعده تفسیری. در نتیجه، اصل این است که مرد نمی‌تواند از این حق خود بگذرد یا آن را به دیگری (از جمله زوجه خود) واگذار و منتقل کند. پس واضح است که حتی در ضمن عقد هم نمی‌توان به صورت شرط، حق طلاق را برای زن پیش بینی کرد. به عبارت دیگر ضمن عقد نکاح نمی‌شود شرط کرد که حق طلاق در انحصار زن قرار گیرد؛ در واقع با واگذاری حق طلاق و با وکالت طلاق، مرد به زن به هم این اختیار را می‌دهد در حالی که خود نیز همچنان صاحب اصلی حق طلاق هست.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  تعریف عقد لازم و عقد جایز و تفاوت آنها

بنابراین منظور از وکالت زوجه در طلاق، این است که زوج رسما از طرف خودش به زوجه برای جاری شدن صیغه طلاق وکالت می‌دهد. یعنی زن با در دست داشتن چنین وکالت‌نامه‌ای در واقع وکیل مرد در امر طلاق می‌شود و بنابراین هر زمان که خواست می‌تواند از طرف مرد یا در واقع به وکالت از او طلاق خود را بگیرد. با این کار دیگر اختیار بر هم زدن عقد نکاح عملا در اختیار زن هم قرار می‌گیرد. به همین دلیل مردان بسیار اندکی هستند که چنین ریسکی می‌کنند.

وکالت زوجه در طلاق به چه کار می‌آید؟

ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که وقتی حق طلاق دادن ماهیتا و ذاتا متعلق به زوج است و او اجازه (یا توان) واگذاری این حق را به دیگری ندارد، اصولا مطرح کردن چنین مبحثی چه کمکی می‌کند؟

از طرف دیگر ممکن است از خودتان بپرسید که وقتی انواع طلاق در قانون پیش بینی شده است که زن در صورت تمایل به طلاق می‌تواند، با استناد به قوانین یکی از آنها به زندگی مشترک خود پایان دهد، وکالت زوجه در طلاق به چه کار می‌آید؟

در ادامه می‌توانید دو دلیلی از مهم‌ترین دلایل اهمیت وکالت زوجه در طلاق را مطالعه کنید:

وکالت زوجه در طلاق

وکالت زوجه در طلاق: راهی برای توازن در عقد نکاح

ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که اصولا چرا وکالت زوجه در طلاق به عنوان یک مساله‌ی حقوقی مطرح می‌شود؟

واقعیت این است که اگر عادلانه به قضیه نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که به موجب این کار تازه حق زن و مرد برای اقدام به طلاق با یکدیگر برابر می‌شود. چرا که دادن وکالت به زوجه برای طلاق مانع از این نیست که مرد خود شخصا برای طلاق اقدام کند و حتی در چنین شرایطی هم حق طلاق برای زوج محفوظ است. در واقع و در اصل این مرد است که دارای حق طلاق است و این حق هرگز از وی گرفته نمی‌شود. در چنین شرایطی است که زن و مرد به طور برابر حق دارند عقد نکاح را باطل کنند.

به بیان دیگر می‌توان گفت که وکالت زوجه در طلاق که توسط قانون مدنی پیش بینی شده است و به زن اجازه می‌دهد برای طلاق اقدام کند، می‌تواند به نوعی موجب تعادل و توازن در عقد نکاح شود. در واقع با این کار مجموعه نکاح و طلاق و آثار مربوط به آن در ضمن یک عقد واحد قلمداد می‌شوند و بنابراین از حقوق زوجه که در بیشتر موارد مورد تضییع قرار می‌گیرد حفاظت می‌شود. در واقع اگر فقط مستند به قانون باشیم می‌توان گفت که تنها اراده‌ی مرد در انحلال تاسیسی که هم زن و هم مرد در پیدایش آن نقش داشته‌اند، دخیل است.

اما با وکالتی که مرد برای طلاق به زن می‌دهد زن هم می‌تواند در انحلال تاسیسی که اراده‌اش در اصل پیدایش آن نقش داشته دخالت کند. اگرچه این دخالت غیرمستقیم خواهد بود، اما در شرایطی که که ماده 133 قانون مدنی طلاق بدون قید شرط زوجه را حق مرد می‌داند، می‌توانهد بر اراده‌ی او افسار بزند.

وکالت زوجه در طلاق: راهی برای رهایی

این قسمت را با طرح یک سوال آغاز می‌کنیم و آن هم اینکه اگر زنی دچار عسر و حرج نشده باشد اما به دلایلی که برای خود او قابل قبول هستند نخواهد به زندگی مشترک خود ادامه دهد چه باید بکند؟ یعنی اگر از همسرش آنقدر بیزار باشد که نتواند با او زیر یک سقف زندگی کند، آیا تنها راه رها شدن از این زندگی بخشیدن مهریه – به عنوان حق طبیعی زن – است؟

مثلا فرض کنید که زنی برای ادامه‌ی تحصیل یا به دلیل ارتقای شغلی تصمیم به مهاجرت – به داخل یا خارج از کشور – می‌گیرد، اما همسرش نمی‌خواهد او را همراهی کند و با تنها رفتن او هم مخالف است. در چنین شرایطی و از آنجا که این مرد است که باید به زن اجازه تغییر مکان زندگی – و حتی سفر – بدهد اگر زن اصرار داشته باشد که از فرصتی که برای پیشرفتش فراهم شده استفاده کند، و به همین دلیل تصمیم به جدایی بگیرد، تکلیف چیست؟ چنینی شرایطی ذیل هیچ کدام از انواع طلاق نمی‌گنجد: نه عسر و حرجی در کار است و نه بیزاری. البته ممکن است که زن بتواند با بخشیدن مهریه‌اش مرد را راضی به طلاق کند، اما آیا این تنها راه است؟

ضمن اینکه حتی این راه هن همیشه جواب نمی‌دهد و گاه زن حتی با بخشیدن کل مهریه‌اش نیز موفق نمی‌شود مرد را راضی به طلاق کند.

وکالت زوجه برای طلاق دقیقا برای چنین مواردی پیش بینی شده است. مواردی که زن نمی‌تواند به زندگی مشترک با همسرش ادامه دهد اما قانون به او اجازه‌ی مطلقه شدن را نمی‌دهد و به عبارتی او را مجبور به تحمل زندگی‌ای می‌کند که بهترین سال‌های عمرش را بر باد خواهد داد. پس گاهی اوقات وکالت زوجه در طلاق راهی برای رهایی او است

روش‌های اعطای وکالت زوجه در طلاق

یک مرد به طور کلی از دو طریق می‌تواند به همسرش برای طلاق وکالت بدهد. اولین روش این است که در همان ابتدا که عقد نکاح واقع می‌شود، می‌توان به عنوان شرط ضمن عقد نکاح که در سند ازدواج درج می شود این مساله را رسمی نمود.

روش دوم که این است که مرد بعد از چند سال زندگی مشترک با همسرش تصمیم می‌گیرد که چنین وکالتی را به همسرش بدهد. بنابراین برای این کار او باید به دفترخانه اسناد رسمی مراجعه کند و در آنجا وکالت‌نامه‌ای را برای همسرش تنظیم کند که به موجب آن همسرش بتواند هر وقت که خواست – بدون نیاز به جلب رضایت او – اقدام به طلاق نماید.

مهم‌ترین تفاوت این دو روش در این است که اگر زوجه به طریق اول برای طلاق از زوج وکالت گرفته باشد یعنی اگر این وکالت به صورت شرط در ضمن عقد نکاح (سند ازدواج) باشد، از آنجا که به اصطلاح حقوقی عقد ازدواج دائم، یک قراردادی لازم‌الاجرا می‌باشد، وکالت مذکور قابل عزل نیست؛ یعنی مرد دیگر یا به عبارت دیگر موکل نمی تواند زن  یا همان وکیل را عزل کند.

در حالی که اگر بعد از ازدواج و در یک دفترخانه رسمی این وکالت نامه تنظیم و ثبت شده باشد مرد می‌تواند آن را عزل کند. البته اگر وکالت نامه مذکور دارای مدت باشد و

 

مرد تا مدت زمان مشخصی حق عزل را از خود ساقط کرده باشد تا زمانی که مدت مورد نظر به سر نرسیده‌است مرد نمی‌تواند آن را عزل نماید. به طور معمول در وکالت‌نامه‌ای که برای طلاق تنظیم می‌شود اطلاعاتی مانند قابلیت عزل و یا عدم عزل و یا مدت آن درج می‌شود.

انواع وکالت زوجه در طلاق

وکالت زوجه در طلاق

 

به طور کلی دو نوع وکالت زوجه در طلاق وجود دارد، یکی مطلق و دیگری مشروط. در ادامه می‌توانید با این دو آشنا شوید و تفاوت‌هایشان را بهتر درک کنید:

وکالت زوجه در طلاق؛ مطلق

در وکالت طلاق مطلق مشروط به تحقق امری در عالم خارج نیست. به بیان دیگر زوج به زوجه وکالت می‌دهد که هر وقت بخواهد به وکالت از زوج خود را مطلقه کند. البته حتی در چنین مواردی هم در واقع این زوج است که زوجه را طلاق می‌دهد. اما از آنجا که با این نوع وکالت زوجه در طلاق، وی هر وقت که خواست حتی در صورت عدم رضایت زوج می‌تواند از او طلاق بگیرد، اثر آن با موردی که خود زوج شخصا مبادرت به طلاق کند، یکسان است.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  جرم سرقت گوشی

اگرچه ممکن است این نوع از وکالت، ناعادلانه به نظر برسد اما در نظر داشتن این واقعیت که مرد خود به خود و بدون هیچ نوع وکالتی چنین حقی را در مورد عقد نکاح دارد، ممکن است ناعادلانه بودن وکالت طلاق مطلق را زیر سوال ببرد. ضمنا در نظر بگیرید که زنان زیادی هستند که تحمل زندگی مشترک را ندارند اما چون به طور اصولی حق طلاق با مرد است آنها محکوم به ادامه زندگی مشترک هستند. در حالی که با در دست داشتن وکالت مطلق طلاق زن می‌تواند در صورتی که ادامه نکاح با مردی را به حال خود مضر می‌بیند، آن را منحل کند.

البته لازم است بدانید که در قانون مدنی به این مساله با چنین صراحتی پیش بینی نشده است؛ ولی از روی قواعد عمومی مربوط به وکالت و نکاح و طلاق در حقوق مدنی می‌توان وجود چنین امکانی را تایید کرد.

وکالت زوجه در طلاق؛ مقید

همانطور که در بالا هم گفته شد وکالت مطلق در طلاق بسیار نادر است. در عوض آنچه بیشتر در عمل دیده می‌شود، وکالت زوجه در طلاق به صورت مقید یا مشروط است. یعنی زوج وکالت زوجه در طلاق را به شروطی مقید می سازد که اگر آن شروط محقق شد زوجه بتواند خود را مطلقه سازد. در واقع می‌توان گفت در چنین شرایطی استفاده از وکالت زوجه به تحقق اموری در خارج مقید می‌شود. موارد عمده‌ی این امور را می‌توانید در ماده 1119 قانون مدنی مطالعه کنید.

طبق آنچه در این ماده قانون آمده است، طرفین عقد ازدواج مجاز هستند هر شرطی که با مقتضای عقد مزبور مخالف نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند. مثلا اگر مرد زن دیگری بگیرد، یا به مدت معینی غایب باشد، یا ترک اتفاق نماید و یا رفتاری کند که منجر به به خطر افتادن جان زن شود، و یا هر نوع رفتار دیگری انجام دهد که زندگی را برای زن غیر قابل تحمل بنماید (مثلا دچار اعتیاد شود)، زن وکیل در توکیل باشد که در صورت اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور حکم نهایی، خود را مطلقه کند.

چرا وکالت زوجه در طلاق؟

ممکن است با خودتان فکر کنید که مثلا اگر اثبات شود که مرد رفتاری انجام داده که زندگی زن را تهدید می‌کرده است، زن به صورت‌های دیگر و حتی بدون داشتن وکالت می‌تواند خود را مطلقه کند. این فکر کاملا درست است. چرا که چنین رفتاری در صورت اثبات دقیقا مصداق عسر و حرج است و بنابراین دادگاه می‌تواند حتی بدون رضایت شوهر، زن را مطلقه کند.

خوب حالا که اینطور است، پس وکالت زوجه در طلاق به چه کار می‌آید؟ واقعیت این است که همانطور که در مقاله مهریه در انواع طلاق، ذیل تعریف طلاق عسر و حرج آمده است، اثبات عسر و حرج کاری است بسیار دشوار. بنابراین تحقق آن نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی است. به علاوه ممکن است وکالت مقید به نحوی باشد که اصولا نیازی به اثبات تحقق شرط نیز نباشد. پاراگراف بعدی را بخوانید تا بهتر متوجه شوید.

چند نکته در مورد وکالت زوجه در طلاق

همانطور که در ابتدای نوشته هم آمد، زوج به دو طریق می‌تواند به زوجه برای طلاق وکالت بدهد؛ یکی از راه‌ها درج این وکالت به عنوان شروط ضمن عقد نکاح می‌باشد و راه دیگر تنظیم یک وکالت نامه رسمی در یک دفترخانه تایید شده. در هر دو صورت این وکالت باید ویژگی‌هایی داشته باشد که دارای وجاهت قانونی و در صورت نیاز قابل اعمال باشد. به خصوص اگر روش دوم را برای وکالت زوجه در طلاق انتخاب می‌کنید، باید به برخی نکات توجه ویژه داشته باشید. مواردی که در ادامه آمده برخی از مهم‌ترین این نکات هستند:

اعطای وکالت برای طلاق نه برای حق طلاق

اولین نکته‌ای که تذکر آن ضروری به نظر می‌رسد اشتباه بودن یک اصطلاح رایج است. گاهی اوقات گفته می‌شود که زوجه حق طلاق دارد و این حق ازسوی زوج – ازطرق وکالت – به او واگذار شده است؛ لازم است بدانید که حق – از جمله حق طلاق – قابل واگذاری نیست بنابراین باید گفت زوج، وکالت را برای طلاق به زوجه (یا هر شخص دیگری) اعطا می‌کند نه برای اعطای حق طلاق. در واقع همانطور که گفته شد با دادن وکالت به زوجه، زوج به زوجه وکالت می‌دهد که از طرف او عقد نکاح را باطل کند و زوجه به عنوان وکیل مرد این امکان را به دست می‌آورد.

همانطور که در نکته‌ی قبلی هم اشاره‌ی کوچکی شد، زوج می‌تواند به هر فرد دیگری هم – علاوه بر زوجه – برای طلاق زوجه، وکالت بدهد.

مثلا مردی که به تازگی ازدواج کرده، برای سپری کردن محکومیت 20 ساله‌ی خود در زندان استفرض کنید که او در زمانی که در زندان است برای اینکه همسرش انتظار او را نکشد و بتواند به دنبال زندگی خودش برود، بدون اینکه همسرش را مطلع کند، تصمیم می‌گیرد او را طلاق بدهد. راهی که در این شرایط پیش پای او قرار دارد این است که از یکی از بستگانش بخواهد که به زندان بیاید . و سپس او را وکیلی خود در امر طلاق همسرش کند. سپس این وکیل می‌تواند به وکالت از فرد مورد نظر همسرش را طلاق بدهد.

همچنین اگر مردی در خارج از کشور باشد و بخواهد همسرش را طلاق بدهد، می‌تواند فردی را به عنوان وکیل خود انتخاب نماید سپس به سفارت یا کنسولگری ایران در آن کشور مراجعه نموده و وکالت نامه‌ی طلاق را تنظیم نماید. وکیل او با در دست داشتن این وکالت نامه می‌تواند برای طلاق دادن همسر فرد مورد نظر اقدام کند.

وکالت زوجه در طلاق

اعمال وکالت بدون وکیل دادگستری ممکن نیست

به بیان دیگر تنها یک وکیل دادگستری است که می‌تواند در دادگاه وکالت کند. بنابراین حتی با وجود وکالت زوجه در طلاق، به استناد وکالت‌نامه طلاق، زن باید به وکیل دادگستری مراجعه نموده و بر طبق حدود اختیارات وکالت‌نامه، برای شوهر وکیل انتخاب کند. در این صورت وکیل منتخب، وکیل مع الواسطه شوهر می‌شود و در دادگاه از طرف او حاضر خواهد شد.

این را هم باید بدانید که ممکن است که در شرط اصلی یعنی شرط وکالت در طلاق، اثبات تحقق شرط در محکمه درج نشود؛ یعنی به محض اینکه یکی از شروطِ وکالت زن محقق شد، زن بدون اینکه به دادگاه مراجعه کند و تنها بر اساس تشخیص خود مبنی بر تحقق شرایط فوق می‌تواند اقدام به طلاق خود نماید. البته در نظر داشته باشید که ممکن است مرد با تشخیص زن موافق نباشد، یعنی قبول نداشته باشد که شروط مذکور تحقق یافته‌اند. در این صورت او می‌تواند با مراجعه به دادگاه اداعای عدم تحقق شرایط را مطرح کند و در این صورت طلاق باطل خواهد شد.

انتخاب وکیل برای همسر

نکته‌ی دیگر که به نوعی مرتبط با نکته‌ی قبلی است، این است که بهتر است در وکالتنامه درج شود که “وکیل حق توکیل به غیر را دارد”. چرا که در این صورت زن می‌تواند در صورت تمایل به طلاق گرفتن از همسرش و با در دست داشتن وکالت‌نامه، از طرف همسر خویش وکیل انتخاب نماید. در این حالت نیازی به حضور مرد برای طلاق نیست.

در همین مورد همچنین لازم است بدانید که تنها یک وکیل دادگستری صلاحیت اقدام در جهت طلاق را دارد. چرا که یک وکیل غیر دادگستری، اختیار مراجعه به دادگاه‌های قضایی از طرف موکلش را ندارد.

وکالت قابل عزل / غیرقابل عزل

اگر وکالت زوجه در طلاق از طریق شروط ضمن عقد نکاح به او داده شده باشد، قابل عزل نیست اما وکالت‌نامه‌ای که در دفترخانه به این منظور تنظیم میشود، قابل عزل است. بنابراین در صورتی که شما خانمی هستید که قصد دارید از همسرتان برای طلاق وکالتنامه بگیرید، حتما باید غیرقابل عزل بودن آن در وکالت‌نامه درج شود. در غیر این صورت همسر شما می‌تواند هر زمان که خواست وکالت را عزل نماید.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  مزاحمت ملکی چیست و در قانون مجازات چه شرایطی دارد؟

وکالت باید به صورت شرط نتیجه باشد

یکی از مهم‌ترین نکات در وکالت‌نامه‌ای که به منظور اعطای وکالت به زن برای طلاق تنظیم می‌شود، این است که بر اساس بند 2 ماده ۲۳۴ قانون مدنى چنین وکالتى باید به صورت «شرط نتیجه» باشد. شرط نتیجه یعنی شرطی که بر اساس تحقق امرى در خارج مطرح شود. در واقع اگر تحقق طلاق با وکالت زوجه نیاز به فراهم شدن برخی مقدمات نداشته باشد هم‌زمان با عقد نکاح موضوع شرط نتیجه یعنی عقد وکالت هم محقق مى‌شود. اما اگر وکالت به زوجه برای طلاق به صورت شرط فعل آورده شود، مرد بعد از انعقاد عقد نکاح (نه به محض انعقاد آن) مکلف مى‌شود با همسر خود عقد وکالت ببندد. در واقع شرط فعل یعنی اقدام یا عدم اقدام به فعلى بر یکى از متعاملین یا بر شخص ثالثی شرط شود.

برای درک بهتر موضوع آن را به زبان ساده تشریح می‌کنیم:

تحقق شرط نتیجه (شرط وکالت) با قید عبارتى مانند «از جانب شوهر به زن براى مطلقه ساختن خویش وکالت داده شد.» یا عبارات مشابهی با همین مفهوم،  ممکن می‌شود. و از آن طرف شرط فعل با درج عبارتی مانند «از جانب شوهر به زن براى مطلقه کردن خویش وکالت داده مى‌شود یا وکالت داده خواهد شد.» یا مشابه آن امکان‌پذیر خواهد بود.

کمی دقت در دو عبارت بالا ( که البته تنها به عنوان نمونه آورده شده‌اند) کافی است تا متوجه تفاوت شرط نتیجه شرط و فعل بشویم؛ صرف نظر از آثار و نتایج حقوقى آن، تفاوت این دو شرط در افعال این عبارت‌ها است که اگرچه ممکن است در یک بافت دیگر جذئی و حتی بی‌اهمیت به نظر برسد، در یک بحث حقوقی بسیار مهم خواهد بود.

طلاق با وکالت زوجه طلاق رجعی است یا طلاق بائن؟

نکته‌ای که اول از همه باید بدانید این است که طلاق از طرف زوجه (با وکالتی که در دست دارد) به نوعی طلاق توافقی محسوب می‌شود. چرا که زن با وکالتی که از طرف مرد دارد خودش را مطلقه می‌کند؛ یعنی وکیل مرد است در امر طلاق. بنابراین رضایت او برای طلاق برابر با رضایت مرد در نظر گرفته خواهد شد. و از طرفی خود او نیز چون اقدام به استفاده از وکالتش برای طلاق نموده، همین اقدام او نشان دهنده تمایل و رضایت او برای طلاق است. بنابراین طلاقی که به این شیوه محقق می‌شود، ناشی از رضایت طرفین یا به اصطلاح یک طلاق توافقی است.

حالا ممکن است این سوال پیش بیاید که طلاقی که از طریق وکالت زوجه صورت می‌گیرد، از نوع طلاق رجعی است یا طلاق بائن؟ یعنی بعد از اینکه زن از طریق  وکالت زوجه در طلاق مطلقه شد، آیا حق رجوع برای مرد وجود دارد یا خیر؟

متاسفانه در این مورد اتفاق نظری بین حقوقدانان وجود ندارد؛ برخی بر این عقیده هستند که این نوع طلاق از نوع طلاق بائن است و بنابراین در صورت مطلقه شدن زوجه به این طریق، زوج حق رجوع ندارد. دلیل آنها هم این است که این نوع طلاق از سوی زوجه و با خواست و اقدام وی صورت می‌گیرد.

در مقابل گروهی دیگر با استناد به اینکه حتی در صورت وکالت زوجه در طلاق، در اصل طلاق از سوی مرد – و تنها با وکالتی که به زن داده شده – از طریق زن صورت می‌گیرد، معتقد هستند که چنین طلاقی یک طلاق رجعی است و بنابراین مانند همه طلاق‌های رجعی دیگر، بعد از این طلاق نیز مرد امکان رجوع به همسرش را دارد.

وکالت زوجه در طلاق

چطور می‌توان در وکالت زوجه در طلاق، حق رجوع مرد را از بین برد؟

برای حل این مشکل می‌توان در هر مورد خاص به ماده ۱۱۴۵ قانون مدنى مراجعه نمود که شرایطى را که موجبات بائن شدن طلاق را فراهم مى‌کند، ذکر کرده است. اگر این شرایط مهیا بود که طلاق بائن است و مرد حق رجوع ندارد. اما در صورتی که شرایط مهیا نبود و قاضی تشخیص داد که طلاق، رجعی است، آنگاه مرد حق رجوع به زن در مدت زمان عده را دارد.

در چنین حالتى زن بعد از اینکه با وکالت از جانب شوهر خود را مطلقه کرد در صورتی که شوهر به او رجوع کرد و او تمایلی برای رجوع نداشت، می‌تواند یک بار دیگر با وکالتی که همسرش به او داده خود را مطلقه کند. اگر بعد از دومین طلاق هم مجددا مرد رجوع کند باز هم زن می‌تواند برای سومین بار به همین شکل طلاق بگیرد. اما بعد از بار سوم، دیگر رجوع مرد امکان ندارد و طلاق بائن محسوب می‌شود، و بعد از سه بار طلاق حتی انعقاد مجدد عقد نکاح بین آن دو نیز تنها با شرایطی خاص امکان پذیر است.

توجه داشته باشید که زن به این دلیل می‌تواند بعد از هر بار رجوع، از وکالت خود برای مطلقه کردن خودش استفاده کند که با رجوع، رجعت به همان عقد ازدواج قبلى با همان شروط مندرج در آن صورت می‌گیرد.

یک راه دیگر برای بائن ساختن طلاق این است که زن وقتی خود را مطلقه ساخت در همان ابتدا شوهر را با بخشیدن بخشی ازمهریه یا تمام آن راضی به طلاق خلع یا مبارات کند. در این نوع طلاق نیز امکان رجوع وجود ندارد. البته ممکن است شوهر حتی با این شرط هم راضی نشود و در این صورت باز هم طلاق رجعی خواهد بود و او در زمان عده حق رجوع خواهد داشت.

مهریه در طلاق با وکالت زوجه

ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که در صورتی که زوجه از وکالتی که زوج به وی برای طلاق داده است استفاده کند و خود را مطلقه نماید، آیا امکان گرفتن مهریه برای او وجود دارد؟

در این مورد باید گفت که همه چیز به مندرجات وکالتنامه و شرایطی که در آن درج شده است بستگی دارد. همچنین اگر وکالت زوجه در طلاق به صورت شرط ضمن عقد مشخص شده باشد، ممکن است در مورد مهریه بعد از طلاق از طریق وکالت زوجه هم شرط و شروطی عنوان شود.

مثلا ممکن است در وکالتنامه درج شود که اگر زوجه با وکالتی که از طرف زوج دارد خود را مطلقه کند، باید بخشی از مهریه‌اش را ببخشد. یا ممکن است عنوان شود که زن تنها با گذشتن از تمام مهریه‌اش می‌تواند از وکالت خود برای طلاق گرفتن از همسرش استفاده کند.

در این صورت واضح است که بعد از طلاق یا حق زن برای گرفتن مهریه به طور  کامل از بین می‌رود و یا تنها می‌تواند بخشی از مهریه‌اش – که در شرایط وکالت نامه یا شرایط ضمن عقد درج شده است – را مطالبه کند.

لازم است بدانید که عموما زوج با شرایطی مانند مثال‌های بالا است که حاضر به پذیرش وکالت زوجه در طلاق می‌شود. در واقع با این مفهوم که حقی را به او داده و حقی – و یا بخشی از حقی – را از او می‌گیرد.

اما در صورتی که چنین شرطی مطرح نشده باشد، مطالبه‌ی مهریه بعد از طلاق با وکالت زوجه هم شرایطی مانند مطالبه‌ی مهریه در حالت‌های دیگر خواهد داشت.

 علاوه بر مراجعه به مجموعه حقوقی رهپویان آتی نگر برای حل مسائل حقوقی خود، می‌توانید به دیگر زیرمجموعه‌ی هولدینگ مهاجرتی حقوقی رهپویان مهاجر آتی نگر یعنی موسسه مهاجرتی رهپویان آتی نگر برای انجام کارهای مهاجرتی خود مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس