ولایت قانونی چه شرایطی دارد؟

0

ولی یا همان سرپرست قانونی در واقع پدر و جد پدری هستند. مهمترین وظیفه، ولی قهری نمایندگی کسی است که ولایت او را برعهده دارد. به این ولایت از این جهت قهری یا اجباری یا قانونی گفته می‌شود که به حکم قانون آن¬ها مکلف هستند امور کسی که بر او ولایت دارند را اداره کنند و نیازی به حکم دادگاه یا موافقت پدر یا جد پدری نیست. یعنی آن ها نمی توانند از بار این مسئولیت شانه خالی کنند.سمت ولایت تنها در مورد کودکان موضوعیت ندارد و ممکن است کسان دیگری نیز حتی بعد از کودکی مشمول ولایت پدر و جد پدری باشند.

از جهت مقدم بودن پدر یا جد پدری بر یکدیگر، هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند و هر دو با هم موظف به اداره¬‌ی امور محجور هستند.

اولیای قانونی و حدود و وظایف آنها

هنوز هم گاهی تنها امیدی که برای اصلاح دانش‌آموز متمرد وجود دارد این است که «ولی خود را به مدرسه بیاورد.» ولی و ولایت در روابط پدر و فرزندی هرچند جنبه‌های مختلفی دارد، در امور تحصیلی دانش‌آموز از اهمیت زیادی برخوردار است. اما این تنها کارکرد ولایت قهری در نظام قضایی و حقوقی ما نیست. در ادامه به نقش ولی قهری در زندگی کودکان پرداخته‌ایم.

اشخاص محجور به دلیل وضعیت خاصی که دارند، قادر به تشخیص مصلحت خود نیستند و ممکن است اعمالی انجام دهند که موجب ضررشان باشد؛ به همین دلیل قانونگذار برای حمایت از محجورین، آنها را از تصرف در اموال و انجام اعمال حقوقی منع و افرادی را به عنوان نماینده آنها تعیین و انجام امور محجور را به آن‌ها محول کرده است. به طورکلی سه نوع نمایندگی در قانون برای این دسته افراد مشخص شده است که به ترتیب عبارتند از:

1- ولایت قهری: مهمترین وظیفه ولی قهری نمایندگی کسی است که ولایت او را برعهده دارد. به این ولایت از این جهت قهری یا اجباری یا قانونی گفته می‌شود که به حکم قانون آنها مکلف هستند امور کسی که بر او ولایت دارند را اداره کنند و نیازی به حکم دادگاه یا موافقت پدر یا جد پدری نیست. یعنی آنها نمی‌‌توانند از بار این مسئولیت شانه خالی کنند.

2- وصایت: نماینده تعیین‌شده از سوی پدر یا جد پدری که به او «وصی» می‌گویند.

3- قیمومت: در صورت فقدان پدر یا جد پدری یا وصی، دادگاه فردی را به عنوان قیم تعیین می‌کند.

 پدر و جد پدری، ولی قهری کودکان

اولین دسته از افرادی که اداره  امور و مواظبت از محجور برعهده آنهاست پدر و جد پدری (پدربزرگ) محجور هستند که به نمایندگی آنها «ولایت ‌قهری» می‌گویند. به این ولایت از این جهت به آن قهری گفته می‌شود که  به حکم قانون آنها مکلف به اداره امور محجور هستند و نیازی به حکم دادگاه یا موافقت پدر یا جد پدری نیست.

سوالی که ممکن است به ذهن شما رسیده باشد این است که آیا پدر بر جد پدری مقدم است و هر زمان که پدر نباشد جد پدری می‌تواند بر محجور ولایت داشته باشد یا نه؟ پاسخ منفی است. به طور کلی پدر هیچ برتری بر جد پدری ندارد و هر دو با هم موظف به اداره­ امور محجور هستند. فرض کنید «الف» هشت ساله و دارای پدر و جد پدری است و هر دو با هم در قید حیات‌اند. جد پدری «الف»، خانه او را به شخصی اجاره می‌دهد؛ در این صورت پدر حق اعتراض ندارد و اجاره نیز صحیح است.

 آیا پدر و یا جد پدری بر همه محجورین ولایت دارند؟

در پاسخ باید گفت ولایت پدر و جد پدری بر محجورین عبارتند از:

1- صغیر:در واقع به بچه هایی گفته میشود که به بلوغ و رشد نرسیده¬اند و هنوز قوه درک و تشخیص را ندارند و نمی توانند خوب را از بد و سود را از زیان تشخیص بدهند، بنابراین حق انجام اعمال حقوقی مانند خرید وفروش و اجاره و… را ندارند.

2- مجنون: در صورتی که فرزند خانواده‌ای از دوران بچگی مجنون بوده و بعد از بلوغ نیز جنون او  ادامه داشته باشد، ولایت پدر و جد پدری بر آنها باقی می‌ماند. اما اگر صغیری در زمان بلوغ مجنون نبوده به مناسبت بلوغ و رشد از تحت ولایت آنها خارج شده باشد اما بعد از آن، جنون بر او عارض شود دیگر پدر و جد پدری بر او ولایت ندارند بلکه در این صورت از طرف دادگاه «قیم» برای او تعیین می‌شود که ممکن است پدر یا پدربزرگ او به عنوان قیم تعیین شوند.

3- سفیه: وقتی فردی به سن بلوغ رسید بر طبق قانون در «امور غیرمالی» رشید محسوب می‌شود و از این جهت دیگر تحت ولایت کسی نیست اما در امور مالی تا سن هجده سالگی «غیر رشید» محسوب می‌شود و تحت ولایت باقی می‌ماند.

اما اگر فردی بعد از این سن همچنان سفیه باشد، تحت ولایت پدر و جد پدری باقی می‌ماند ولی اگر بعد از 18 سالگی رشید شود اما بعداً ‌به دلیلی، سفاهت بر او عارض شود، دیگر پدر یا جدش بر او ولایت ندارند و برای او «قَیِّم» تعیین می‌شود. تعیین قیم برای محجورین به شرحی که گفته شد، توسط اداره سرپرستی واقع در دادگستری‌ها پیگیری می‌شود که این اداره زیر نظر دادستان فعالیت می‌کند.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  الزامات قانونی مومیایی کردن جسد

 وظایف و اختیارات ولی قهری

با سمت ولایت قهری آشنا شدیم و دیدیم که تنها در مورد کودکان ولایت قهری موضوعیت ندارد و ممکن است کسان دیگری نیز حتی بعد از کودکی مشمول ولایت پدر و جد پدری باشند. اما دایره اختیارات ولی قهری تا کجاست؟ مهمترین وظیفه ولی قهری نمایندگی کسی است که ولایت وی را برعهده خواهد داشت و مکلف است در اداره‌ اموال و مواظبت شخص محجور و حفظ حقوق و منافع او بکوشد، البته اگر محجور سفیه باشد، حجر او محدود به امور مالی است و ولی او وظیفه‌ای جز اداره‌ اموال ندارد. ولی قهری می‌تواند تصرفاتی در اموال محجور کند و معاملاتی برای او انجام دهد، به شرط اینکه موافق مصلحت محجور باشد. به طور کلی می‌توان گفت اختیارات ولی قهری در قانون گسترده‌ است و تنها چیزی که این اختیارات را محدود می‌کند مصلحت شخصی است که محجور شده و نیازمند ولایت است. بنابراین ولی قهری حق ندارد عملی انجام دهد که برخلاف مصلحت یا متضمن ضرری برای محجور باشد. بنابراین هر یک از پدر و جد پدری که به آنها ولی قهری گفته می‌شود می‌تواند به تنهایی قراردادهایی برای محجور منعقد کند؛ مثلاً مال او را بفروشد یا اجاره دهد یا مالی برای او خریداری کند و در صورتی که مصلحت محجور رعایت شده باشد، طرف معامله حق اعتراض و برهم زدن معامله را نخواهد داشت. ماده‌ 1183 قانون مدنی به خوبی این مفهوم را می‌رساند: «در کلیه‌ امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه، ولی نماینده‌ قانونی او می‌باشد.» درست است که ماده‌ 1183 قانون مدنی فقط به اداره‌ اموال و حقوق مالی مولی اشاره کرده است اما باید توجه داشت که ولی قهری منحصر به اداره‌ امور مالی محجور نیست؛ امور شخصی و به تعبیر دیگر مواظبت شخص را که ولایت او را برعهده دارد نیز برعهده دارد.

 بی لیاقتی یا عدم امانت ولی قهری

معمولا در میان همه اطرافیان کودک پدر وی بیشتر از همه صلاح وی را رعایت می‌کند. برای همین است که قانون پدر و جد پدری را در اولویت قرار داده است. اما این قاعده اگرچه با عقل و واقع انطباق دارد، بدون استثنا نیست؛ پدرانی وجود دارند که از هر دشمنی برای کودک یا سایر محجوران خطرناکترند. در این شرایط با چه کرد؟ آیا درست است که اختیار اموال و سایر امور کودک را به چنین پدری بسپاریم؟  قانون برای چنین شرایطی راهکارهایی پیش‌بینی کرده است. هرگاه ولی قهری توانایی و لیاقت اداره‌ امور صغیر یا مجنون را نداشته باشد یا بر خلاف امانت رفتار و اموال او را حیف و میل کند، مطابق ماده‌ 1184 قانون مدنی «ضم امین» خواهد شد. منظور از «ضم امین» که در قانون مدنی به عنوان ضمانت اجرای انجام وظایف قانونی از سوی ولی ذکر شده این است که دادگاه یک نفر امین را با ولی همراه و ضمیمه خواهد کرد و به این ترتیب اختیارات و آزادی او را محدود می‌کند. در این صورت ولی نمی‌تواند به تنهایی و بدون موافقت امین معاملاتی برای محجور انجام دهد. با وجود اینکه قانون مدنی به اختیار عزل ولی قهری اشاره نکرده است، با توجه به فقه امامیه که در موارد سکوت قانون باید به آن مراجعه کرد، عزل ولی قهری در صورت احراز خیانت یا بی‌لیاقتی ولی قهری  و با رعایت مصلحت محجور، در حقوق امروز قابل قبول است. بنابراین اینگونه نیست که ولی در کار کودک خود بدون هیچ نظارتی واگذارده شده باشد بلکه همیشه بر او نظارت می‌شود تا از حدود مصلحت خارج نشود و اگر چنین کند دایره اختیارات او به تدریج کمتر می‌شود.  بنابراین به دلیل اینکه کودکان، مجنونان و سفها به علت کمی سن یا ضعف یا اختلال قوای روحی، توانایی اینکه اداره امور خود را شخصا برعهده داشته باشند ندارند و برای گذران زندگی احتیاج به کمک دیگران پیدا می‌کنند. به همین دلیل قانونگذار از آنان حمایت کرده است و علاوه بر حجر که برای حفظ حقوق و منافع آنان مقرر شده، شخصی را نیز برای اداره‌ امور آنان در نظر گرفته است. اداره‌ امور مالی محجور و مواظبت شخص وی، یا تنها اداره‌ اموال او، طبق قانون به شخصی که دارای اهلیت کامل باشد واگذار می‌شود. این شخص ممکن است پدر و جد پدری یا وصی منصوب از طرف ایشان باشد. پدر و جد پدری نهاد ولایت قهری و وصی منصوب از طرف ایشان نیز نهاد وصایت را تشکیل می‌دهند.

ولایت قانونی چه شرایطی دارد؟

وصی منصوب از طرف پدر یا جد پدری

«وصی» به کسی می گویند که به وسیله پدر یا جد پدری برای زمان بعد از حیات آنها انتخاب شده و به اداره امور مالی طفل می پردازد. البته هیچکدام از پدر و جد پدری نمی توانند با حیات دیگری برای مولی علیه خود وصی تعیین کنند.بنابراین اگر پدر فوت کند و صغیر، جد پدری داشته باشد نمی تواند برای او وصی تعیین کند.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  گذری بر فیدیک

وصی تحت عنوان ولی خاص صرفاً برای اداره امور طفل بعد از وفات ولی قهری تعیین می شود و با کسی که به عنوان وصی جهت اداره امور میت از جمله دیون او معین می گردد متفاوت است.

اختیارات وصی منصوب از طرف پدر و جد پدری عبارتست از:

  • نگهداری محجورین
  • تربیت و مراقبت از آنها
  • اداره اموال آنها
  • تعیین وصی برای مولی علیه بعد از فوت خود چنانچه اجازه داده شده باشد.

قیم کیست؟

وقتی محجور ولی خاص نداشته باشد، برای آنها قیم نصب می شود. قیم کسی است که برای حمایت و نگهداری و سرپرستی محجور و حفظ حقوق و اداره اموال او به پیشنهاد دادستان و از طرف محکمه صلاحیتدار تعیین شده باشد.

طبق ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی برای اشخاص زیر قیم نصب می شود:

  • برای صغاری که ولی خاص ندارند.
  • برای مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند.
  • برای مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر نباشد.

صلاحیت قیم

قیم باید خصوصیاتی داشته باشد از جمله: امانت- صداقت- اطمینان لازم برای مراقبت و نگهداری محجور. همچنین باید دلسوز محجور بوده و صرفه و صلاح او را در نظر داشته باشد.

اشخاص زیر نباید به سمت قیمومت تعیین شوند:

  • کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند.
  • کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحه‌ های ذیل به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند:
    سرقت – خیانت در امانت – کلاهبرداری – اختلاس – هتک ناموس – یا منافیات عفت – جنحه نسبت به اطفال – ورشکستگی به تقصیر.
  • کسانی که حکم ورشکستگی آن‌ها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آن‌ها تصفیه نشده است.
  • کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند.
  • کسی که خود یا اقرباء طبقه اول او دعوائی بر محجور داشته باشند.

چگونه قیم نصب می شود؟

پیشنهاد نصب قیم و یا تقاضای نصب قیم از وظایف دادستان است که به محض اطلاع ب راینکه محجوری نیاز به قیم دارد از دادگاه صلاحیت دار تقاضای نصب قیم می کند.

اشخاص ذیل مکلف هستند مراتب نصب قیم را به دادستان اطلاع دهند:

  • هریک از ابوین( پدر و مادر) در مواردی که باید برای اولاد آنها قیم معین شود.
  • درصورت نبودن ابوین،نزدیکانی که با محجور یکجا زندگی می کنند.
  • زوج یا زوجه نیز در موارد لزوم.

تکالیف و اختیارات قیم چیست؟

وقتی قیم قبول قیمومت نمود وظایف و تکالیف قانونی او شروع می شود برای این که در کلیه امور نمایندگی دارد.
طبق ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی مواظبت شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است. طبق ماده ۷۹ قانون امور حسبی قیم باید در تربیت و اصلاح حال محجور سعی و اهتمام نموده و در امور او رعایت مصلحت را بنماید.

منظور از مراقبت و مواظبت، حفظ جان کودک در قبال خطرات و صدماتی است که احتمالاً ممکن است متوجه او شود که شامل نگهداری در محل و جای مناسب و تهیه غذا و خوراک و وسایل زیست و تامین وسایل بهداشت و درمان و محیط سالم برای او و همچنین مواظبت بر این که از ناحیه محجور خطری متوجه جان و مال کسی نشود.

در زمینه تربیت و رشد فکری و اخلاقی صغیر قیم موظف است به شیوه ای عمل کند که متناسب با اوضاع و احوال اجتماعی و خانوادگی او بوده و برابر عرف محل به اصلاح و تعلیم و تربیت و آموزش یا حرفه و کار متناسب برایش همت گمارد.

تقصیر کردن قیم

قیمی که در حفظ مال مولی علیه،تقصیر کند؛ مسئول ضرر و خسارتی است که از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده است اگرچه نقصان یا تلف مستند به تفریط یا تعدی قیم نباشد.
طبق ماده ۱۲۳۹ قانون مدنی: هرگاه معلوم شود که قیم عامداً مالی را که متعلق به مولی علیه بوده جزو صورت دارایی او قید نکرده و یا باعث شده است که آن مال در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خساراتی خواهد بود که از این حیث ممکن است به مولی علیه وارد شود به علاوه در صورتی که عمل مزبور از روی سوء نیت بوده قیم معزول خواهد شد.

وظایف قیم نسبت به اموال و حقوق مالی مولی علیه

مهمترین وظایف قیم در مورد اموال مولی علیه عبارتست از: صورت برداری از کلیه اموال – نگهداری اموال محجور – فروش اموال ضایع شدنی – فروش اموال منقول غیرضروری.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  مجازات مزاحمت برای بانوان چیست؟

درباب فروش اموال غیرمنقول، طبق قانون مدنی و قانون امور حسبی قیم از فروش آنها منع شده است؛ مگر در مواردی که رعایت صرفه و صلاح محجور در نظر گرفته شده و دادستان هم اجازه داده باشد.

گاهی اوقات ممکن است درآمد محجور برای تامین هزینه خودش و سایر اشخاص واجب النفقه کافی نباشد و چنانچه مخارج زندگی آنها پرداخت نشود دچار مشکلات مالی بشوند؛ در اینصورت قانون اجازه داده است قیم با موافقت دادستان و با در نظر گرفتن مصلحت مولی علیه آنها را بفروشد و یا رهن بگذارد. اگر قیم بدون اجازه دادستان آنها را بفروشد یا به رهن بدهد و دادستان اجازه ندهد؛ معامله باطل و بی اعتبار است.

موارد سقوط ولایت

درست است که پدر و جد پدری همواره مصلحت کسانی که تحت سرپرستی آنها هستند را رعایت می‌کنند، اما این قاعده همیشه درست نیست و گاهی ولی رفتار‌هایی برخلاف مصلحت محجور از خود نشان می‌دهد.

در این موارد نمی‌توان اختیار اموال و سایر امور کودک را به چنین پدری سپرد بنابراین راهکاری پیش‌بینی شده است که هرگاه، ولی قهری محجور شده یا به علتی ممنوع از تصرف شود، حق ولایت او ساقط شده و پس از رفع حجر یا رفع اشکال و مانع دوباره حق ولایت بازگردانده می‌شود.

در صورتی که ولی قهری به علت خیانت یا نداشتن لیاقت لازم در اداره‌ امور یا در اثر بیماری و ناتوانی یا حیف و میل کردن اموال، نتواند اموال محجور را اداره کرده و برخلاف وظایف خود عمل کند، مستند به ماده 1184 قانون مدنی به وسیله دادگاه عزل و از تصرف در اموال طفل منع می‌شود و برای اداره امور مالی فرد شایسته‌ای به عنوان قیم تعیین می‌شود و اگر ولی قهری به واسطه سن بالا یا بیماری و امثال آن، قادر به اداره امور کسی که بر او ولایت دارد، نباشد و شخصی را برای این امر تعیین نکند، توسط دادگاه خانواده ضم امین می‌شود (ضمیمه کردن امین). یعنی دادگاه یک نفر امین را انتخاب می‌کند تا همراه ولی باشد و به این ترتیب اختیارات و آزادی ولی محدودتر می‌شود.

در این صورت ولی نمی‌تواند به تنهایی و بدون موافقت امین معاملاتی برای محجور انجام دهد بلکه باید مشترکاً با ولی قهری و با موافقت یکدیگر اموال او را اداره کنند.

هرگاه، ولی قهری غایب یا در حبس باشد و به هر علتی نتواند به امور صغیر، مجنون و سفیه رسیدگی کند و کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد، دادگاه یک نفر امین را به صورت موقت برای اداره‌ امور در نظر می‌گیرد و اگر ولی، وکیلی از طرف خود تعیین کرده باشد، وکیل کار‌ها و امور صغیر را انجام می‌دهد.

ولایت قانونی چه شرایطی دارد؟

 پایان ولایت ولی

طبق ماده 1193 قانون مدنی همین که طفل (صغیر) کبیر شد و به سن بلوغ رسید و رشید شد، از تحت ولایت خارج می‌شود. اگر بعداً سفیه یا مجنون شود قیمی برای او تعیین می‌شود.

در چه مواردی قیم عزل می شود؟

  1. اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود.
  2. اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحه های ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم گردد:
    سرقت – خیانت در امانت – کلاهبرداری – اختلاس – هتک ناموس – منافسات عفت – جنحه نسبت به اطفال – ورشکستگی به تقصیر یا تقلب.
  3. اگر قیم به علتی غیر از علل فوق، محکوم به حبس شود بدین جهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره کند.
  4. اگر قیم ورشکسته اعلام شود.
  5. اگر عدم لیاقت یا توانایی قیم در اداره اموال مولی علیه معلوم شود.
  6. در مورد مواد ۱۲۳۹ و ۱۲۴۳ و ۱۲۴۴ با تقاضای مدعی العموم.

نتیجه گیری

ولی قهری شخصی است که برای اداره ی امور مالی و مراقبت و نظارت محجور تعیین می شود. ولی قهری عام، همان دادستان است و ولی قهری خاص، پدر وجد پدری و وصی منصوب از طرف اینهاست .حالا اگر شخص ولی قهری خاص نداشته باشد یا جنون و سفاهتش متصل به صغر نباشد، برای او قیم تعیین می گردد.

سوالات متداول درباره ولایت قانونی

ولی قهری کیست؟

پدر یا جد پدر شخص محجور که وظیفه سرپرستی و اداره اموال او را دارند؛ ولی قهری هستند.

قیم کیست؟ 

در صورتی که شخص محجور، پدر یا جد پدری و وصی منصوب از طرف اینها نداشته باشد یا جنون و سفاهتش متصل نباشد؛ برای اداره اموالش قیم تعیین می گردد.

برای چه اشخاصی ولی قهری تعیین می شود؟

مجنونین، صغار و سفها نیاز به تعیین ولی قهری دارند البته با رعایت شرایطی که در متن اشاره شده است.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس