مجازات ثبت ازدواج بدون اذن پدر

0

ازدواج دختر بدون اجازه پدر مسئله ای است که این روزها با آن سروکار داریم. ممکن است دختری خواهان ازدواج با شخصی باشد اما پدر او به هر علت اجازه ازدواج را به وی ندهد. در این موارد دختر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج خود با دیگری را تحت شرایطی اخذ کند. طبق قانون مدنی ایران: «نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه‌ پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه‌ او ساقط شده و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که می‌خواهد با او ازدواج کند و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند».

ازدواج دختر بدون اجازه پدر در مذهب تشیع

ازدواج دختر باکره یکی از مسائل اختلافی در بین فقیهان شیعه است که در آن از لزوم یا عدم لزوم اذن ولی، برای ازدواج دختران دوشیزه بحث می‌شود. طبق نظر شیخ صدوق و اکثر فقهای معاصر دختر دوشیزه برای ازدواج موقت یا دائم، باید از پدر و در صورت نبودن پدر از جد پدری خود اجازه بگیرد؛ درمقابل برخی از فقهای قدیم مانند شیخ مفید و صاحب جواهر، «اجازه ولی» را برای ازدواج دختر بالغه شرط نمی‌دانند. به باور برخی در گذشته این نظریه مشهور بوده است.

فقهای شیعه معتقدند، اگر دختری پدر و جد پدری نداشت، برای ازدواج به اجازه فرد دیگری نیاز ندارد. همچنین به گفته گروهی از فقها، در صورتی که برای دختر دوشیزه مورد ازدواج مناسبی پیدا شده و عُرفاً هم‌سنگ هم بودند، اجازه پدر و جد پدر لازم نیست.

ازدواج دختر باکره یا دوشیزه اصطلاحی فقهی‌ست که در روایات و کتب فقهی در مورد آن بحث شده‌است. پاره‌ای از روایات موافق و برخی روایات مخالف اذن پدر در ازدواج دختر باکره است. در کتب فقهی شیعه در اینکه دختران دوشیزه برای ازدواج نیاز به اجازه ولی (پدر یا جد پدری) دارند یا نه، نظرات متفاوتی وجود دارد که مهم‌ترین آن بدین شرح است:

1- برخی از فقها از جمله شیخ صدوق، شیخ طوسی، علامه بحرانی و اکثر فقهای معاصر معتقدند دختر دوشیزه بالغه برای ازدواج موقت یا دائم نیاز به اجازه دارد.

2- برخی نیز اجازه پدر یا جد پدری را برای ازدواج دختر باکره لازم ندانسته و معتقدند دختر باکره بالغه، مستقل است. به عقیده آنان روایاتی که اشاره به «لزوم اجازه پدر» دارد، بر استحباب دلالت دارند. این نظریه را شیخ مفید، صاحب جواهر، سید مرتضی، محقق حلی، مطرح کرده‌اند. به باور برخی این نظر در گذشته مشهور بوده است.

همچنین برخی فقها از جمله شیخ انصاری و امام خمینی معتقدند، دختر و پدر هر دو باید به ازدواج راضی باشند. این نظریه در کتب فقهی به «تشریک» شهرت دارد. برخی نیز بین ازدواج موقت و دائم فرق قائل شده‌اند.

فقهای شیعه معتقدند، زنی که قبلا ازدواج کرده و بکارتش توسط جماع از بین رفته یا دختری که پدر یا جد پدری او نباشند، نیاز به اذن ولی ندارند. همچنین به عقیده همه فقیهان شیعه، دختری که قصد ازدواج با شخصی دارد که شرعاً و عرفاً هم‌سنگ و مناسب بوده و از طرفی مخالفت پدر بی‌جهت باشد، نیاز به اجازه پدر ندارد. همچنین برخی ازدواج دختر باکره «رشیده» را بدون إذن پدر جایز می‌دانند. گروهی از علماء از جمله علامه طباطبایی رشیده را به‌معنای شخصی که بعد از بلوغ مصلحت خویش را تشخیص داده و به پختگی، عقل و فهم اجتماعی رسیده، دانسته‌اند.

به اعتقاد مرتضی مطهری زنان از قوه احساسات و عاطفه بالایی برخوردار بوده و در وجودشان محبت غلبه داشته، بر خلاف مردان که شهوت در آنها غلبه دارد. زنان با ابراز محبت مردان به سرعت جذب آنها شده و ممکن است به موضوع ازدواج به‌صورت عقلانی نگاه نکنند. همچنین از طرفی دختران نسبت به مردان کم‌تر در اجتماع حضور داشته و به‌همین دلیل شناخت کم‌تری نسبت به مردان دارند. به‌همین جهت به عقیده برخی مشورت و کسب اجازه از پدر در ازداج دختره باکره ضروری است

شرایطی که دختر نیاز به اجازه پدر برای ازدواج دارد

مهم ترین شرط برای اجازه پدر در ازدواج دختر باکره بودن او می‌باشد.

در این مورد ازدواج دایم و موقت فرقی ندارد و در هر دو صورت اجازه پدر لازم است.

در صورتی که دختری باکره ازدواج نماید و بعد از ازدواج همچنان باکره بماند و طلاق بگیرد برای ازدواج دوم همچنان نیاز به اجازه پدرش دارد چون شرط اجازه باکره بودن است.

مجازات ثبت ازدواج بدون اذن پدر

چه زمانی پدر صلاحیت اجازه دادن ندارد

مواردی وجود دارد که حق اجازه دادن برای ازدواج دختر را از پدر می‌گیرد و آن زمانی است که، ولی یا سرپرست یکی از شرایط زیر را داشته باشد: غایب باشد یا دیوانه باشد، یا سفیه باشد (یعنی همانند فردی باشد که مال خود را در کار‌های بیهورده صرف کند و نتواند در موارد مالی عاقلانه رفتار کند) یا اینکه خود تحت قیمومیت اشخاص دیگر باشد.

به این ترتیب اجازه او لازم نیست و دختر حق دارد آزادانه ازدواج کند به‌علاوه زمانی که، ولی زنده و سالم باشد، اما به دلایلی دسترسی به او امکان‌پذیر نباشد، در این مورد هم اجازه پدر به خودی خود منتفی می‌شود. البته نباید فراموش کرد که ثبت این ازدواج در دفترخانه در گرو این است که دختر هریک از موارد غیبت، جنون، سفه یا تحت قیمومیت بودن، ولی را در دادگاه اثبات کند.

پس دختر باید ثابت کند که پدرش دیوانه است و پدربزرگ هم ندارد، در این صورت دادگاه اجازه ازدواج او را صادر خواهد کرد.

شرایط قانونی ازدواج دختر بدون رضایت پدر و جد پدری

دختر می‌تواند بدون اذن پدر ازدواج کند اما شرایطی دارد که این شرایط در ماده 1043 قانون مدنی بیان شده است.

طبق قانون مدنی ایران: «نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه‌ پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه‌ او ساقط شده و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که می‌خواهد با او ازدواج کند و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند».

براساس این ماده دختری که به سن بلوغ رسیده و قاعدتاً از تحت ولایت خارج است از نظر نکاح نمی تواند مستقلاً اقدام کند, در عین حالی که دیگر تحت ولایت نیست و نظرش معتبر است و عقد نکاح بدون رضایت و اراده او واقع نمی شود، باید اجازه و موافقت پدر یا جد پدری را نیز جهت انعقاد عقد نکاح تحصیل کند.

اگر دختر بدون مراجعه به دادگاه و گرفتن اجازه ازدواج کند، عقد او باطل نخواهد بود، ولی سردفتری که بدون اجازه این عقد را ثبت کرده است، مرتکب تخلف انتظامی شده و مجازات می‌شود.

مواردی که دختر برای ازدواج نیازی به اجازه پدر ندارد

1- در صورتی که دختر باکره نباشد.

2- در صورتی که دختر قبلا شوهر کرده باشد و شوهر او فوت کرده باشد یا طلاق گرفته باشد برای ازدواج های بعدی اش دیگر نیازی به اجازه پدرش ندارد.

3- در صورتی که پدر دختر بدون دلیل یا با دلیل غیرموجهی به دخترش اجازه ازدواج ندهد بنابر ماده 1043 قانون مدنی دختر میتواند با معرفی کامل مردی که میخواهد با او ازدواج کند و پس از اخذ اجازه در دادگاه مدنی خاص با مراجعه به دفتر ازدواج نسبت به ثبت ازدواج خود اقدام کنند.
در قانون قدیم دادگاه ۱۵ روز به پدر مهلت می داد تا به دادگاه بیاید و دلیل خود را بگوید؛ اما در قانون جدید این مهلت برداشته شد.

4- در صورتی که دختر کارشناس ارشد باشد و همچنین دارای ۵ سال سابقه کار با بیمه باشد می تواند بدون اجازه پدرش اقدام به ازدواج کند.

5- در صورتی که پدر یا جد پدری اش در قید حیات نباشد اجازه مادر و مادر و بقیه اعضای خانواده شرط نیست و دختر دیگر نیازی به اجازه کسی برای ازدواج ندارد و باید کسب اجازه از دادگاه کند.
به موجب ماده 1044 قانون مدنی در صورتی که ولی دختر در دسترس نبوده و مسافر یا غایب یا در جنگ باشد دختر می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده، و ارائه دادخواست و ذکر این نکته که علت غیبت پدرش چیست، از دادگاه اجازه ازدواج بگیرد.

6- در صورتی که ولی محجور یا دیوانه باشد یا اینکه خود تحت قیمومیت اشخاص دیگر باشد حق دخالت در ازدواج دختر را ندارد و اجازه ش دیگر در ازدواج دختر لازم نخواهد بود.

7- در صورتی که دختر پدر یا جد پدر نداشته باشد اما خودش بالغه باشد و صلاح و فساد خود را تشخیص دهد اجازه خودش کافی است.

8- در صورتی که دختر سی سال به بالا داشته باشد و به شرط هوشیاری فرد و توانایی تصمیم گیری و تشخیص مصلحت اجازه پدر لازم نیست.

9- در صورتی که دختر باکرگی خود را به هر دلیلی غیر از ازدواج مثل بیماری، رابطه نامشروع، استفاده از شی خارجی تعمدا و … بکارت زائل شده باشد دیگر نیازی به اجازه پدر در ازدواج را ندارد.

10- در صورتی که دختر برای ازدواج از پدرش اجازه گرفت و پدرش اذن ازدواج به او نداد ولی پدر جدش اجازه داد دختر میتواند ازدواج کند.

11- در صورتی که پدر سفیه باشد یعنی توانایی مدیریت مالی نداشته باشد و مال خود را در کارهای بیهوده صرف کند اجازه او برای ازدواج دخترش ساقط می‌شود.

مجازات ثبت ازدواج بدون اذن پدر

پسر و دختری بدون اذن پدر دختر ، عقد ازدواج را واقع و سپس عمل زناشویی نیز بین آنها واقع می گردد ، این عقد چه وضعیتی دارد ؟

برخی از حقوقدانان و قضات به استناد رای وحدت رویه شماره ۱۲۶-۳۱/۲/۱۳۶۲ ، دخول را از موجبات سقوط ولایت پدر می دانند و با سقوط اذن پدر حتی بعد از ازدواج ، ازدواج واقع شده را صحیح می دانند .
به نظر اینجانب مطابق با ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۷۰ ، نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موکول به اجازه پدر یا جد پدری است و در صورت وقوع عقد نکاح بدون اذن آنها یا عدم اجازه آنها ، نکاح واقع شده نافذ نخواهد بود . در فرض سئوال اذن اولیای قهری باید قبل از وقوع عقد داده شود و انجام عمل زناشویی پس از عقد و سقوط ولایت پدر ، موجب تصحیح و مشروعیت عقدی که نافذ نبوده نمی گردد ، بلکه با سقوط ولایت پدر اذن او برای نکاح آتی ضرورت نخواهد داشت و رای وحدت رویه فوق الذکر نیز مربوط به دخول قبل از عقد می باشد (اعم ازینکه مشروع باشد یا نامشروع) و با مسئله مطروحه انطباق ندارد و پدر یا جد پدری می تواند با طرح دعوی ، ابطال نکاح را از دادگاه درخواست کند . اثبات دخول قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج توسط طرفین مقوله ای جدا می باشد .
نظریه شماره ۱۲۶۱/۹۲/۷- ۳۰/۶/۹۲ اداره حقوقی قوه قضاییه:
«نکاح دختر باکره بدون اذن پدر یا جد پدری، غیرنافذ است (نه باطل) و تا زمانی که حکم به بطلان نکاح مزبور صادر نگردد، آثار عقد صحیح را دارا است. مقررات ماده ۱۰۴۳ اصلاحی قانون مدنی که نکاح دختر باکره را موقوف به اجازه پدر نموده، شرط صحت عقد نمی‌باشد بلکه شرط کمال عقد است… و در صورتی که صفت باکره بودن به هر علتی موجود نباشد، نیازی به اخذ گواهی یا اجازه پدر یا جد پدری برای ثبت ازدواج نیست و زوجین مزبور چنانچه بخواهند ازدواج خویش را رسمی نمایند می‌توانند با توجه به ماده ۳۲ قانون ثبت احوال… با تنظیم اقرارنامه رسمی رفع اشکار نمایند.»
مواد ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ قانون مدنی راجع به اذن ولی قهری در نکاح چنین مقرر می‌دارد:
ماده ۱۰۴۳- نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه‌ی پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه‌ی او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که می‌خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آن‌ها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.
ماده ۱۰۴۴- در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشد و استیذان از آن‌ها نیز عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی می‌تواند اقدام به ازدواج نماید.
ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می‌باشد.
مورد دیگری که بسیار از اینجانب سؤال گردیده این است که اگر دختری شوهر نکرده باشد اما وصف بکارت به واسطه دخول نامشروع از وی زایل گردد آیا در این حالت همچنان اذن ولی قهری او در ازدواج باقی است یا خیر؟
با عنایت به ظاهر ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اصلاحی ۱۴/۸/۱۳۷۰ و توجه به این ماده، قبل از انجام اصلاحات که به جای عبارت دختر باکره از عبارت (دختری که هنوز شوهر نکرده) استفاده شده، پاسخ به این سوال منفی است. در این رابطه در رای واحد رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور به شماره ۲۶۱ مورخ ۲۹/۱/۱۳۶۳ آمده است: «… مشروعیت دخول قبل از عقد، شرط صحت عقد و یا شرط سقوط ولایت پدر نیست و دخول مطلقاً (چه مشروع و چه نامشروع) سبب سقوط ولایت پدر می‌باشد…»

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس