فسخ نکاح از جانب مرد و موارد آن

0

وقتی زن و مردب به عقد هم در آمدند ، اصل بر پایدار بودن این عقد است . ولی وجود برخی موارد موجب می شود  که عقدبین آنان منتفی شود . به موجب قانون مدنی از جمله مواردی که موجب انحلال عقد میان دو طرف می شود ، فسخ نکاح میباشد که در واقع به دلیل عیوبی میباشد که در زن یا مرد وجود داشته . بر همین اساس قانون مدنی مواردی که به دلیل آن زن یا مرد قادر میباشد عقد را فسخ کند ، تشریح نموده است که لزوما به دلیل این عیوب و رجوع به دادگاه اقدام به منتفی کردن عقد نماید .

فسخ نکاح از دیدگاه قانون

منتفی ساختن و لغو عقد نکاح که به قدرت و اختیار صاحب حق فسخ که زن یا مرد است انجام می شود ودر زمره ایقاعات است نه قراردادها. برای فسخ نکاح صاحب حق فسخ باید اهلیت داشته باشد پس برای فرد مجنون ولی یا قیم برای فسخ نکاح اقدام می کند، یک وکیل حرفه ای واقف است که بر هم زدن عقد ازدواج به موجب فسخ نکاح به دلیل عوامل قانونی درج شده در ماده ۱۱۲۰ قانون مدنیمی باشد و در متن دادخواستش یکی از موارد را بیان می دارد زیرا در عقد ازدواج به موجب حفظ نظم عمومی خیار فسخ نمیباشد و راه فسخ استفاده از موارد قانونی میباشد.

مواردی اعمال حق فسخ نکاح از جانب مرد

به یکی از دلایل زیر زوجین حق بر انحلال ازدواج را پیدا می کنند:

۱- عیوب: هر مورد نقص و ناتوانی که در زن یا مرد و به موجب قانون معین شده باشد.

۲- تدلیس: پنهان ساختن عیوب و فریب دادن طرف مقابل برای اعمال عقد.

۳- تخلف از شرط صفت: به منظور اینکه شخص بعد از عقد و بدون نیت فریب، صفاتی را که در ضمن عقد شرط کردند را نداشته باشد.

موارد مشترک میان فسخ نکاح وطلاق

۱.فسخ نکاح و هم طلاق فعل حقوقی یکطرفه بوده وباعث انحلال ازدواج می شود .

۲.فسخ نکاح وطلاق از شروع مدت فسخ و طلاق تبعات حقوقی دارد و نسبت به ماقبل اثاری ندارند .

۳.مدت عده طلاق و فسخ ازدواج هر ۲ سه طهر میباشد و در موردی که زن در آن عادت زنانگی مشاهده نکند مدت عده ۳ ماه می باشد .

تفاوت فسخ نکاح با طلاق

۱. بین طلاق و فسخ نکاح موارد تفاوتی در مورد مهریه وجود دارد از جمله به واسطه طلاق پیش از نزدیکی زن مستحق نصف مهریه میباشد در مورد اینکه زن در فسخ نکاح حتی پیش از نزدیکی مستحق مهریه نخواهد بود مگر درمورد عنن .

۲.در طلاق زن باید در طهر مواقعه باشد اما در فسخ ازدواج این چنین نمی باشد .

۳ .در قوانین حقوق ایران طلاق توسط مرد می باشد اما در باره فسخ نکاح این شرط لزومی ندارد زیرا زن و مرد هر دو قادرند اگر شرایط بیان شده راغ دارا باشند از آن استفاده کنند .

۴.در فسخ نکاح  حرمتی بوجود نمی آید در صورتیکه در مورد طلاق بعد از ۳ بار حرمت بوجود می آید .

۵. طلاق فقط در مورد نکاح دایم میباشد اما فسخ نکاح در هر دو ازدواج دائم و موقت می باشد.

۶.در مورد فسخ ازدواج هیچگونه حق رجوعی برای مرد نمی باشد در صورتیکه در طلاق این گونه نمی باشد .

موارد فسخ نکاح برای مرد و یا زن

موارد فسخ نکاح برای مرد و یا زن

قانون های ویژه ای برای فسخ ازدواج در نظر گرفته شده است که متفاوت با قوانین خیارات در قراردادهای مالی مباشد مواردی از عیوب در زن یا مرد تدلیس و یا تخلف از شرط صفت از دلایل فسخ نکاح بر شمرده می شود پایه ی فسخ نکاح در این موردها پیشگیری از ضرر همسری میباشد که مورد تدلیس واقع شده برای مثال همسری که بدون آگاهی با شخص دیوانه ایی ازدواج کرده قادر بر منتفی ساختن ازدواج میباشد.

فسخ نکاح از جانب مرد

همانگونه که ذکر شد طرفین عقد قادرند ازدواج را بخاطر وجود مواردی مانند عیوب، تدلیس و تخلف از شرط صفت فسخ کنند و منحل سازند. ااین اجازه هنگامی به مرد داده می شود که در زمان جاری شدن عقد ازدواج، این عیوب در زن باشد و  مرد از آن بی خبر باشد.لذا زمانی که عیوب ذکر شده بعد از جاری شدن عقد به وجود بیاید حق انحلال و فسخی برای مرد به وجود نخواهد آورد.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  بررسی اثر جنون بر اعمال حقوقی

آن دسته عیوب در زن که برای مرد حق انحلال و فسخ به وجود می آورد به شرح زیر میباشد:

۱- جنون

جنون یا دیوانگی از مواردی میباشد که اگر در زن یا مرد وجود داشته باشد برای همسر حق فسخ نکاج ایجاد میکند چه جنون ادواری و چه جنون دائمی

۲- قرن

یک نقص یا ناهنجاری میباشد به گونه ای که موجب دشواری عمل زناشویی می شود. گوشت یا استخوان اضافه در اندام جنسی زنانه قرن نامیده می شود که موجب مانع در رابطه جنسی بین زوجین می شود.

۳- جذام

یک نوع بیماری شدید عفونی میباشد که بر روی پوست و یا اعصاب تاثیر می گذارد و موجب آسیب‌دیدگی و سوختگی در پوست بدن می شود.

۴- برص

یک نوع بیماری پوستی که موجب به وجود آمدن  لکه‌های سفید بر روی پوستمی شود.

۵- افضاء

یکی شدن مجاری اداری و خروج عادت ماهیانه.

۶- زمین‌گیری

۷- نابینائی کامل هر دو چشمان

شایان ذکر میباشد که بر طبق ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی فسخ سریعا انجام می شود و در صورتی که شخصی حق فسخ را دارا باشد و به فوریت آن علم داشته باشد و از این حقش استفاده نکند، خیار از او ساقط می شود و دیگر استحقاق استفاده آن را نخواهد داشت. زمانی که بجهت بهره مندی از خیار فسخ در نظر گرفته می‌شود برای همه یکسان نمی باشد و بستگی به عرف دارد.

طلاق غیابی از جانب مرد

طلاق غیابی ازجانب مرد نیاز به همان تشریفات دارد و باید ثابت کند که به هیچ وجه آدرسی از زن مورد شناسایی قرار نگرفته و به روزنامه محلی یا کثیرالانتشار آگهی دهند و بعد رأی غیابی با حق واخواهی و تجدیدنظر در زمان قانونی برای زن وجود دارد.

شرط تصنیف دارایی 

با ظر به بند الف از قوانین ضمن عقد درج شده در سند نکاحیه،زوجه شرط می کند هر زمان طلاق بر طبق درخواست زوجه نباشد و به بیان دیگر طلاق از سمت مرد باشد و بنا به تشخیص دادگاه تقاضای طلاق به موجب تخلف زن از وظایف همسری خود یا سوء اعمال و رفتار نبوده زوج مکلف می باشد تا نصف دارائی اش را که در مدت زناشوئی با او بدست آورده یا برابر آنرا مطابق نظر دادگاه بلاعوض به زن انتقال دهد.

مدارک لازم طلاق از جانب مرد

1- اصل سند نکاح (در موارد نبودن اصل سند نکاح باید رونوشت آن را از دفترخانه انعقاد عقدازدواج درخواست کنید.)

2-  اصل شناسنامه مرد
3-   کپی کارت ملی مرد

مهریه در طلاق از جانب مرد

در صورتی که طلاق از طرف مرد باشد ، موظف به پرداختن یکجا مهریه با سایر مطالبات به زوجه میباشد.زن را بدون مهریه نمی توتن طلاق داد مگر اینکه با توافق زن باشد و یا یا در ازدواج فریب وجود داشته باشد.در صورتی که زوج دارای تمکن مالی نباشد، می تواند از دادگاه تقاضای اعسار و تقسیط کند. در صورتی که طلاق از طرف مرد باشد  و ملائت نداشته باشد برای اثبات اعسار خود باید شهادت سه نفر شاهد داشته باشد و استشهادیه تهیه کند و به صورت اقساطی مهریه را پرداخت کند. زمانی تقسیط مهریه انجام می شود که مرد خواستار طلاق زن باشد و با توجه به عدم ملائت خود با معرفی سه نفر شهود و استشهاد محلی به دادگاه و با گواهی حقوق یا درآمد اقدام به تقسط مهریه از طریق دادگاه نماید. در صورت اثبات اعسار مرد قاضی دادگاه با نظر به شرایط او نحوه پرداخت اقساط را معین می کند. اگر مرد تصمیم به طلاق دختر باکره داشته باشد نصف مهریه مشخص شده  به  دختر تعلق میگیرد.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  شرایط فسخ قولنامه از طرف خریدار

شرایط پرداخت نفقه  و اجرت المثل  در طلاق از جانب مرد

شرایط پرداخت نفقه  و اجرت المثل  در طلاق از جانب مرد

نفقه تا مدت زمان عده و تا بعد از صادر شدن حکم طلاق از جانب مرد که به طور معمول مدت 100 روز است به عهده مرد میباشد مگر اینکه توافق دیگری بین زوجین به وجود آمده باشد یا اگر زوج باکره باشد و یا در مواردی که مستحق مهریه نباشد.

اجرت المثل مدت زمان زوجیت از جانب مرد این گونه حساب می شود که از زمان ازدواج تا زمان طلاق سنوات زندگی مشترک معین میشود و هر ساله مطابق نظریه کارشناس رسمی دادگستری بر اساس میزان دارائی زوج، وضعیت زوجه، تعداد فرزندان و سبک زندگی زوجین و از تاریخ عقد تا طلاق مشخص میشود.

مزایای استفاده از وکیل در طلاق از جانب مرد

مزایای زیر در طلاق از جانب مرد با اعطای وکیل

الف-در جلسه های داوری به حضور مرد نیازی نیست
ب-واگذاری نحوه پرداخت حقوق زن به وکیل
ج-انجام مراحل طلاق بدون حضور مرد و توسط وکیل
د- نیازی به حضور مرد در هیچ مرحله ای در دادگاه نمی باشد.

حضانت فرزند در طلاق از جانب مرد

حضانت فرزند در طلاق از جانب مرد ، اگر ذکور باشد تا سن 7 سالگی با مادر و در سن 7 تا 15 سال قمری با پدر و سپس فرزند پسر اگر به 15 سال قمری رسید اختیار انتخاب را دارد و فرزند دختر تا 7 سالگی با مادر تا سن 9 سال قمری با پدر و بعد از 9 سال قمری حق انتخاب با دختر است مگر قانون یا توافق زوجین به نحوی دیگر باشد. اگر بین زوجین توافقی در مورد حضانت به وجود نیاید که قانون حق تقدم را در این مورد به زوجین واگذار کرده است ، ولی فرزندان ذکور و مونث تا 7 سالگی حضانتشان با مادر و سپس دختر که به سن 9 سال قمری رسید اختیار دارد که پدر یا مادر را انتخاب کند.
در سن مابین7 تا 9 سال حضانت دختر به عهده پدر می باشد و در مورد با فرزند ذکور بعد از 7 سالگی تا 15 سال قمری فرزند ذکور حضانتش به عهده پدر می باشد و سپس هزینه ها تا 18 سالگی و تا پایان تحصیلات عالیهبه عهده پدر می باشد مگر اینکه توافق زوجین به به گونه دیگر باشد.

خصوصیات خیار فسخ 

«۱- خیار فسخ قابلیت سقوط دارد  به منظور اینکه حقی غیر مالی می باشد ،در ضمن عقد نکاح می توان سقوط آنرا شرط کرد (ماده ۴۴۸۰) فسخ نکاح از جمله حقوقی می باشد که برای شخص زن و شوهر بر شمرده شده و قابلیت انتقال به دیگری را ندارد، به ارث نیز قابل انتقال نیست . زیرا به موجب موت ازدواج منحل میشود و دیگر موردی برای فسخ آن باقی نمی ماند » .
۲- « خیار فسخ فوری است. دادن خیار درموارد عیوب و تدلیس به یکی از زوجین برای جبران زیان روحی یا حیثیتی است » . « قانون گذار فرض میکند که اگر کسی به علت فسخ و حکم قانون، در باب حق بر هم زدن نکاح و فوریت آن ، آگاه باشد و با این وصف رابطه ای زناشویی را باقی گذارد و به اختیار از حق خویش صرف نظر کرده است . »
۳-« جهل به حکم خیار و فوریت آن قابل قبول است به این معنی که دارنده خیار جاهل به حکم باشد مثل اینکه زن نداند ، پس از اگاه شدن از جنون شوهر ، فوراً می تواند اخذ به خیار کند و الا حقش ساقط است .
برطبق ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۵۷ « چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی ازقبیل داشتن تحصیلات عالی ، تمکن مالی موقعیت اجتماعی ، شغل ، سمت خاص ، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آنها واقع شود ، مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دوسال محکوم میگردد . »

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  مجازات توهین و فحاشی:جرم توهین و مجازات ان

خیار تخلف از وصف 

با نظر به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی :« هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شودکه، طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور درعقد تصریح شده یا عقد متبایناً در آن واقع شده باشد .
چنانچه هنگام عقد نکاح شرط و صفتی را درطرف دیگر در نظر بگیرد و باتوجه به این صفت با یکدیگر ازدواج نمایند بعد از عقد مشخص گردد که طرف واجد آن صفت نبوده است، حق فسخ برای طرف دیگراست . فرضاً اگر مرد خود را، بی زن قلمداد کند و بعد از عقد نکاح مشخص شود که مرد زن دارد ، حق فسخ برای زن هست ،همچنین چنانکه زن ازدواج نموده و قبل از زناشویی طلاق گرفته و شوهر از این امر مطلع نبوده است این امر از مصادیق فسخ نکاح است.
تدلیس و تخلف از شرط صفت به هم نزدیک و تفکیک آنها در عمل دشوار است و ممکن است دختری خود را باکره بداند، یا اینکه براثر پرش و ورزش بکارت خود را ازدست داده است یا پسری اشتباهاً خود را منتسب به یکی از بزرگان تلقی و دارای وصف مذکور معرفی کند و با شرط وجود صفت یا تبانی بر آن، نکاح صورت گیرد و پس از عقد آشکارگردد که، طرف فاقد وصف مقصود بوده و حتی خود او نیز در وجود صفت اشتباه می کرده است. دراین فرض، چون قصد فریب و عمد وجود نداشته ،تدلیس صدق نمی کند ، اما نکاح به علت تخلف از شرط صفت قابل فسخ است.

نتیجه گیری

موارد زیر موجب ایجاد حق فسخ برای مرد و زن می باشد :
۱- وجود عیب درحال عقد :
چه برای زن و چه مرد عیوب عنوان شده در حین عقد وجود داشته باشد تا موجب ایجاد حق فسخ برای طرف مقابل شود ، که اینجا دو مورد استثنا وجود دارد :
الف) جنون مرد اگر بعد از عقد هم اتفاق بیفتد برای زن موجب ایجاد حق فسخ می باشد .
ب ) عنن مرد هر زمان بعد از عقد به وجود بیاید برای زن حق فسخ ایجاد می کند .
۲- عد م اطلاع از عیب حین عقد :
اگر هر یک از طرفین عقد نکاح در زمان عقد آگاه به عیب باشد طرف دیگر حق فسخ ندارد(ماده ۱۱۲۶ قانون مدنی )
۳-رضایی بودن فسخ :
زن یا شوهر اگر یکی از موارد ذکر شده وجود داشته باشد می تواند ازدواج را منحل کند. فسخ به هر لفظ یاعملی که بر آن دلالت داشته باشد، به وجود می آید و رعایت اصول و مواردی که برای طلاقمعین شده، درفسخ شرط نیست ( ماده ۱۱۳۲ ) کسی که حق فسخ دارد، اراده اش بر فسخ را باید طوری اعلام کند. برای مثال می تواند از طریق اظهار نامه رسمی یا از طریق پست سفارشی این عمل را انجام دهد . برای منتفی ساختن نکاح باید در دفتر رسمی و در شناسنامه خود آنرا به ثبت برساند و همچنین برای حل اختلاف که معمولا در این موارد پیش می آید، رجوع به دادگاه لازم می باشد.
۴- فوریت خیار فسخ :
خیار ات نکاح فوری است. ( ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی ) و فردی که حق فسخ دارد باید در کمترین زمانی که طبق عرف اختیار فسخ دارد اراده اش را بر انحلال ازدواج اعلام کند، به دلیل اینکه خیار فسخ برای رفع ضرر همسری میباشد که حق آن واگذار شده است. تعیین مدت زمان برای استفاده از خیار، باعرف است. بنابراین اگر کسی که حق فسخ یا انحلال را دارد بعد از علم به علت فسخ ( مانند عیب و تدلیس ) فورا برای احقاق حق خود اقدام نکند، خیار از او ساقط می شود. در صورتی که آگاهی به حق فسخ و فوریتش را دارا باشد . در صورتعدم علم به حق فسخ و فوریت آن یا عدم آگاهی به یکی از این دو مورد، خیار سقوط نخواهد کرد .

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس