عقد بیع: تعریف و احکام

0

عقد بیع: تعریف و احکام

ماده ۳۳۸ قانون مدنی در مقام ارائه تعریف از عقد بیع مقرر داشته است: «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم». عقد بیع، عقدی است تملیکی یعنی موجب انتقال مالکیت مبیع از فروشنده به خریدار و انتقال ثمن از خریدار به فروشنده می گردد و همچنین بیع عقدی است معوض یعنی مورد معامله مجانی به طرف مقابل داده نمی شود اگر مجانی باشد عمل حقوقی مورد نظر عقد بیع نیست. مورد معامله را در اصطلاح حقوقی «مبیع» می گویند مانند آپارتمان و باغ. ارزش پولی که بابت آن پرداخت می شود را اصلاحاً «ثمن» معامله می نامند. (البته به مبیع مثمن نیز گفته می شود) معاملاتی که عوضین آن مبیع و ثمن باشند را عقد مبیع گویند. به عبارت دیگر معاملات که یک طرف آن پول باشد عقد بیع است. البته عرف، داد وستد کالا با پول را بیع و کالا با کالا را معاوضه می داند مع الوصف در عقد بیع باید دو طرف تراضی نمایند که یکی از دو عوض (عین) مبیع و دیگری ثمن و بهای آن باشد.

مورد معامله می تواند «عین معین» باشد یعنی مبیع می تواند یک عین معین قابل رویت و لمس باشد همانند این آپارتمان، آن خانه، این مغازه و همچنین ممکن است مورد معامله «کلی» باشد یعنی موضوع معامله معلوم باشد ولیکن مبیع بطور کلی و تعیین و ارائه و تسلیم آنان بر طبق شرایط و ویژگی های قراردادی جزء تعهدات فروشنده باشد مانند ده تن برنج آستانه که فروشنده مکلف به ارائه و تسلیم ان به خریدار خواهد بود و همچنین مبیع ممکن است «کلی در معین» باشد به این معنی که طرفن بطور کلی توافق نموده اند که مبیع از بین مجموعه مورد نظر خارج و تسلیم خریدار گردد مانند معامله ۲۰ کیلو برنج از برنج های که در این انبار است.توجه شود که مورد معامله املاک حتماً عین معین خواهد بود.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  تملك قهری، تمليك و شروط صحت آن در حقوق اداری توسط دستگاه های دولتی

عقد بیع تعریف و احکام

 

میدانیم که عقد بیع موجب انتقال مالکیت عین می شود و عقد اجاره مالکیت منافع عین مستأجره را به دیگری منتقل می کند. حال باید توجه داشته باشیم که مورد معامله در عقد بیع علی الاصول دارای منفعت است و باید دقت شود منفعت ان سابقاً به دیگری واگذار نشده باشد و اگر منافع ملکی به دیگری واگذار شده باشد به آن مال «مسلوب المنفعه» می گویند مانند انکه مالک اعلام می کند من اپارتمان را قبلاً اجاره داده ام و مثلا تا چهار ماه دیگر منفعت ان متعلق به مستأجر است و در این مدت ملک در تصرف مستأجر باقی خواهد ماند. اگر خریدار از مسلوب المنفعه بودن مال اطلاع نداشته باشد حق فسخ معامله را دارد زیرا مورد معامله قابل تسلیم نبوده و خریدار نمی تواند از آن بهره برداری کند و در نتیجه خریدار به موجب حق فسخ شرط ضمنی می تواند معامله را فسخ نماید. همانند آنکه فروشنده سابقاً حق انتفاع از ملک موضوع معامله را بطور رقبی (مدت دار) یا عمری (به عمر خود یا منتفع یا شخص ثالث) به دیگری واگذار نموده باشد که در اینصورت اگر خریدار از ماوقع اطلاع نداشته باشد، حق فسخ معامله را خواهد داشت.

عقد بیع عقدی است لازم، تملیکی و معوض و رضایی، البته در اینکه بیع املاک عقدی است رضایی یا تشریفاتی اختلاف نظر وجود دارد.

ماده ۳۳۹ قانون مدنی مقرر داشته است :«پس از توافق بایع (فروشنده) و مشتری (خریدار) در مبیع (مورد معامله) و قیمت آن (ثمن معامله)،عقد بیع به ایجاب (پیشنهاد اولیه) و قبول (پذیرش پیشنهاد اولیه) واقع میشود. ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.» معامله اخیر الذکر را که ایجاب و قبول ان لفظی یا کتبی یا با اشاره نباشد اصطلاحاً معاطات می نامند همانند انکه با قرار دادن قیمت روزنامه مورد نظر بر روی پیشخوان روزنامه فروشی، روزنامه مزبور را بردارید.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  شرایط فسخ مبایعه نامه از طرف فروشنده

در کتب حقوقی تعریف خاصی از ایجاب و قبول نشده مع الوصف نخستین تصدی که از سوی یکی از طرفین معامله ابراز گردد را «ایجاب» و قصد ابرازی از سوی طرف مقابل که دلالت بر پذیرش پیشنهاد طرف اول است را «قبول» گویند. همانند انکه شخصی بگوید اتومبیل خود را در قبال دریافت یکصد ملیون ریال میفروشم که انرا ایجاب به فروش اتومبیل تعبیر نموده و اگر طرف مقابل نیز پیشنهاد فروشنده را قبول نماید و با ان موافقت کند آن را اصطلاحاً قبول می نامند، البته تفاوتی نیست که اولین پیشنهاد از سوی فروشنده باشد یا خریدار، البته در هنگامی که بیع به ایجاب و قبول واقع می شود توالی (پیاپی بودن، پشت سر هم بودن) عرفی بین ایجاب و قبول ضروری است.

 

مطابق ماده ۳۴۰ قانون مدنی :« بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تأدیه تمام یا قسمتی از ثمن اجلی داده شود.» مراد از بیع مشروط بیعی است که در ان شرط و شروطی قید شده باشد. به هر صورت اگر برای پرداخت ثمن مهلتی تعیین می نمایند این مهلت و مدت می بایست معین باشد و احتمال کوتاه و بلند شدن در آن نرود و در غیر این صورت همانطوری که در باب شروط تصریح گردید، مجهول ماندن اجرت و مهلت، باعث بطلان شرط بیع خواهد شد.

بیع سلف یا سلم بیعی است که ثمن آن حال و تحویل مبیع موجل باشد البته گفته شده که در این بیع نیز لزومی به نقد بودن ثمن یا تسلیم آن در مجلس عقد وجود ندارد. در همین رابطه ماده ۳۴۴ قانون مذکور مقرر داشته است :«اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده باشد یا برای تسلیم مبیع یا تأدیه قیمت موعدی معین نگشته باشد، بیع قطعی و ثمن حال است، مگر اینکه بر حس عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت درمعاملات تجارتی وجود شرط یا موعدی معهود باشد، اگر چه در قرار داد بیع ذکر نشده باشد.»

5/5 - (1 امتیاز)
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس