تعریف عقد لازم و عقد جایز و تفاوت آنها

0

دو دسته از عقود و قراردادها عقد لازم و عقد جایز می باشد که تفاوت هایی در شرایط و قوانین دارند.خیلی از اشخاص نمی دانند که می توانند در هنگام بستن قرارداد پشیمان شده و انصراف از قرارداد دهند و دیگر پایبند به عقد نباشند .حد و حدود پایبند بودن به قرارداد یکی از مهمترین مسائلی است که بهتر است در مورد آن اطلاع و آگاهی داشت .قانون گذار با اهمیت به این مسئله یکی از انواع تقسیم بندی قراردادها و عقود را به تقسیم قرارداد به لازم و جایز اختصاص داده است .

این دسته بندی بر اساس اعتبار دوام عقد بوجود آمده است؛ به معنی اینکه به وجود آمدن آن به اعتبار اینکه دو طرف قرارداد به چه اندازه باید به یک عقد پایبند بمانند می باشد .

در این مقاله به بیان و بررسی یکی از مهمترین این دسته بندی ها یعنی عقد لازم و عقد جایز و تفاوت میان عقد لازم و جایز پرداخته ایم.هدف از انعقاد عقد پایبند ماندن به پیمان و تعهدات است.

عقد لازم 

ارزش حقوقی عقد و یک قرارداد هنگامی می باشد که دو طرف قرارداد به تعهدات خود پایبند باشند و بر اساس خواسته خود عقد را بر هم نزنند. زمانی که عقد یا قراردادی بین دو یا چندین نفر منعقد می شود، در واقع مایل به پایبندی به تعهدات خود هستند. به عقد و قراردادی که هیچ کدام از دو طرف معامله حق فسخ آن را نداشته باشد ، عقد لازم گفته می شود ؛ مانند عقد بیع ( خرید و فروش ) و یا عقد اجاره ، در این عقود طرفین قرارداد حق فسخ عقد را ندارند .

دلیل این مسئله هم حفظ حقوق دو طرف عقد می باشد . اما درموارد و شرایطی در قانون مشخص شده که طرفین می توانند حتی عقد لازم خود را هم منتفی سازند و آن را فسخ نمایند . این شرایط به شرح زیر می باشد:

۱- زمانی که در قانون به واسطه وجود شرایط خاصی به یکی از دو طرف حق فسخ داده شده باشد .

۲- وقتی دو طرف قرارداد با هم توافق کنند که عقد را فسخ کنند و هر دو به این کار راضی باشند . در حقوق به توافق طرفین در فسخ عقد ، اقاله می گویند .

اقاله عقد در حقوق به این دلیل پذیرفته شده است که همان دو نفری که عقد را بسته اند ، می توانند بدون طی تشریفات خاصی و تنها با موافقت یکدیگر ، به آن پایان هم بدهند .

با همه اینها اگر اقاله عقد به حقوق افراد دیگر یا منافع عمومی صدمه بزند ، اقاله صحیح نیست .

برای مثال عقد نکاح یا ازدواج را نمی توان بدون طی کردن تشریفات قانونی منحل کرد ، زیرا این روند به نظم جامعه ضربه وارد می سازد .

انواع عقود لازم 

در طول زندگی همه ما احتمالا حداقل یکی از عقود لازم را منعقد ساخته ایم و یکی از طرفین قرارداد قرار داشته ایم در اینجا اواع عقود لازم را نام برده و شرح خواهیم داد.

عقد بیع:

عقد بیع عقدی است که به موجب آن فردی مالی را ما به ازاء دریافت مالی دیگر یا پول یا وجه نقد به فردی تسلیم می نماید.
در واقع به موجب عقد بیع فروشنده یا بایع، مالکیت کالا را در برابر دریافت وجه یا مالی دیگر به خریدار انتقال می دهد.

عقد اجاره:

عقد اجاره عقدی است که به موجب آن طرفی از قرارداد از طرف مقابل به ازاء در اختیار گذاشتن مال خود اجرت دریافت مینماید.
برای مثال:
فردی یک باب مغازه خود را به مدت یک سال (مدت زمان در بطن قرارداد قید می گردد) در اختیار فردی قرار میدهد و ما به ازاء آن از فرد مقابل اجرت دریافت می نماید.

عقد مزارعه:

مزارعه یک عقد کوتاه مدت در زمینه کشاورزی است. در عقد مزارعه که در ارتباط با محصولات کشاورزی است محصول به دست آمده میان طرفین عقد نیز تقسیم می گردد.
یک نکته بسیار مهم در عقود مزارعه آن است که در ضمن عقد مزارعه باید مدت قرارداد مزراعه حتما در ضمن قرارداد ذکر شود علاوه بر مدت می بایست نوع فعالیت یعنی کشت و زراعت و میزان و مقدار و قدرالسهم طرفین معامله مزراعه کاملا روشن و دقیق باشد . البته امروز عقد مرازعه تقریبا کارایی خودش را از دست داده ولی بازهم کسانی هستند که در این قالب قراردادهای خود را منعقد می کنند.

عقد مساقات:

عقد مساقات به معنای سیراب نمودن درختان است. عقد مساقات میان صاحب باغ و عامل (سیراب کننده درختان) منعقد میگردد. به موجب عقد مساقات عامل متعهد می شود درختان را سیراب نماید سپس محصول باغ به نسبت آنچه در عقد توافق نموده اند میان آن دو تقسیم خواهد شد.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  جرم تهمت دزدی

 عقد صلح:

عقد صلح عقدی لازم است. موضوع عقد صلح کمی متفاوت از عقد بیع، اجاره و غیره می باشد. صلح به معنای سازش و دوستی میان طرفین قرارداد است. به موجب عقد صلح طرفین قرارداد بر امری با یک دیگر موافقت می نمایند. گاهی ممکن است به منظور جلوگیری از اختلافات احتمالی در آینده عقد صلح میان طرفین قرارداد منعقد گردد.

انواع عقود لازم 

عقد جایز 

عقدی که هر دوطرف هرزمان که مایل باشند بتوانند آنرا منتفی سازند و بر هم زنند عقد جایز می باشد. تشریفات ویژه ای برای منحل ساختن عقد جایز وجود ندارد و طرف قرارداد قادرند هر زمانی که اراده کنند بدون داشتن دلیل خاصی آنرا منحل سازند .

برای مثال از عقد جایز می توان قرارداد وکالت را نام برد که هر دوطرف هر زمانی که بخواهند می توانند اقدام به بر هم زدن آن کنند . موارد عقد جایز در قاون مشخص شده اند شامل عقد عاریه ، عقد ودیعه ، عقد وکالت ، عقد مضاربه ، عقد شرکت ، عقد جعاله . در واقع این عقود به این به این دلیل جایز هستند که سخت گیری هایی که در عقد لازم برای حفظ قرارداد می شود ، در آنها وجود ندارد و اگر یکی از طرفین به ادامه قراردادرضایت نداشته باشد ، می تواند آن را بر هم بزند .اما در شرایطی می توان عقد جایز را به گونه ای بست که نتوان آن را به آسانی فسخ کرد . انواع عقود جایز را در ادامه شرح داده ایم.

انواع عقود جایز 

عقد ودیعه:

ودیعه عقدی معین است، به موجب عقد ودیعه، ودیعه گذار مال خود را به ودیعه گیر   می سپارد تا از مال او به صورت بدون هزینه نگهداری نماید.

در عقد ودیعه لازم است شرایط عقد توسط مستودع پذیرفته گردد و بدون دریافت اجرت از مودع اقدام به حفظ و نگهداری از موضوع عقد نماید.

عقد عاریه:

به موجب عقد عاریه یک طرف معامله به طرف مقابل چنین حقی را می دهد که بدون پرداخت هزینه از عین مال بهره گیرد. در عرف همان قرض دادن شی به هم نوع است.

شرایط لازم به جهت وقوع عقد عاریه :

  1. اراده دو طرف معامله و رضایت آنها نسبت به انعقاد عقد.
  2. موضوع عقد عاریه تعیین شده باشد.
  3. طرفین عقد دارای اهلیت باشند.
  4. موضوع مورد معامله مطابق شرع باشد.

عقد وکالت:

به موجب عقد وکالت، شخصی تحت عنوان موکل شخصی دیگر را تحت عنوان وکیل به انجام امری جانشین خود می نماید. عقد وکالت من جمله عقودی است که در سالهای اخیر کارایی بیشتری نسبت به سایر انواع عقود جایز داشته است.

 عقد مضاربه:

من جمله عقود جایز که کمتر به آن پرداخته شده عقد مضاربه است که در مقاله انواع عقود لازم و جایز و بیان تفاوت های آن، بیشتر به این عقد مهم خواهیم پرداخت. عقد مضاربه عقدیست که یک طرف سرمایه مورد نیاز به جهت تجارت را تأمین می نماید و طرف دیگر عمل تجارت و کسب سود با سرمایه موجود را عهده دار میگردد. دو طرف در سود به دست آمده شریک می گردند.

عقد شرکت:

در عقد شرکت دو یا چند نفر با یک دیگر به معامله مبادرت مینمایند. معامله بر مالی صورت میگیرد که میان آنها مشترک است.

اصل لازم بودن در همه عقود

در صورت تردید در لازم یا جایز بودن عقدی، باید بنا را بر این گذاشت که عقد لازم است. ماده 219 قانون مدنی بیانگر همین مطلب است « عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد، بین متعاملین و قائم مقام آن­ها لازم‌­التباع است مگر به رضای طرفین اقاله (یعنی دو طرف معامله با رضایت همدیگر عقد لازم را فسخ کنند) یا به علت قانونی فسخ شود»

تفاوت عقد لازم و عقد جایز

تفاوت های متعددی که بین عقد لازم و جایز وجود دارد را در ادامهبیان کرده ایم:

  • اصل بر لازم بودن: کلیه عقود به صورت پیشفرض لازم تلقی می شوند و اصل بر لازم بودن آن هاست، مگر اینکه به صراحت در قانون مشخص شده باشد که آن عقد جایز است.
  • امکان فسخ: فسخ معامله در عقود لازم فقط به مواردی که در قانون تعیین شده است محدود می شود، اما در عقد جایز هریک از طرفین هر وقت که بخواهند می توانند آن را بدون رضایت دیگری فسخ کنند. البته با توافق طرفین، می توان عقود جایز را غیر قابل فسخ کرد.
  • منفسخ شدن: عقد جایز موت، جنون یا سفه هریک از طرفین منفسخ می شود، اما عقد جایز اینگونه نیست.
این مطلب را نیز مطالعه کنید:  خلع ید چیست؟

لازم به ذکر است که در برخی موارد ممکن اس عقدی نسبت به یک طرف لازم و نسبت به طرف دیگر جایز باشد. به عنوان مثال در عقد رهن، عقد از جانب رهن دهنده لازم است اما از طرف رهن گیرنده جایز می باشد. زیرا رهن دهنده (راهن؛ شخصی که مالی را به عنوان وثیقه به طلبکار می دهد) نمی تواند عقد را بر هم زند اما رهن گیرنده (مرتهن؛ کسی که مال را به وثیقه گرفته است) می تواند از به اختیار خود عقد را بر هم زده و راهن را از زیر دین خارج کند.

موارد امکان بر هم زدن عقد لازم

در قانون مواردی مشخص شده که که بر اساس شرایطی که قانون گذار تعیین می کندامکان بر هم زدن عقد لازم وجود دارد. اگر طرفین با توافق هم عقد را منتفی کنند چون با اراده مستقل دو طرف این تصمیم اتخاذ شده  امکان انحلال عقد وجود دارد و چون این خواسته دو طرف بوده به آن اقاله می گویند.

روش های فسخ عقد جایز 

1-  انعقاد عقد در قالب عقد صلح (صلح عقد لازم است، اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله)

2- درج شرط عدم قابلیت فسخ

3- گنجاندن خود عقد جایز ضمن عقد لازم

4- درج شرط عدم قابلیت فسخ ضمن خود عقد جایز (مثل وکالت بلاعزل)، لازم به ذکر است در صورت گنجاندن عقد جایز ضمن عقد لازم، ماهیت عقد جایز تغییر نمی کند، بلکه فقط عقد جایز از آن عقد لازم، کسب لزوم می کند. به این معنا که دیگر هیچ یک از طرفین نمی توانند هر وقت بخواهند عقد را فسخ کنند ولی عقد جایز همچنان با فوت، یا جنون یا سفه (اگر رشد شرط شده باشد) منفسخ می شود.

موارد عدم امکان برهم زدن عقد جایز

شرطی را در حین عقد می توان قرار داد که بر اساس آن بتوان عثد را منتفی ساخت و بالعکس این کار را هم می توان انجام داد. یعنی دوطرف یا یکی از آن ها می توانند ضمن عقد لازم شرط عدم فسخ  را نیز بگذارند. برای مثال می توان گفت اگر عقد وکالتی انعقاد یافت موکل آن می تواند در یک عقد لازم دیگر حق عزل وکیل را زائل نماید. در این صورت این دو عقد به هم منوط می شوند یعنی تا زمانی که عقد لازم منحل نشده است عقد وکالت هم  منحل نمی شود مگر این که یک یاز طرفین فوت کند یا دچار جنون شود.

یا مثلا می بینم این روزها  موضوعی که بسیار باب شده است این که زن ها حق طلاق را از مرد اتخاذ می کنند. در واقع  این حق از آن مرد است وقتی عقد نکاح منعقد می شود یک مرد می تواند این حق خود را طی  یک عقد وکالت به زن خود تفویض نماید در این حالت عقد جایز وکالت که در عقد لازم نکاح قرار گرفته تا زمانی که نکاح جاری است عقد وکالت هم برقرار است و زن همچنان صاحب این حق است.

انواع عقود

عقد مختلط 

زمانی یک عقد نسبت به هریک از طرفین بیانی متفاوت دارد یعنی قرارداد منعقد شده نسبت به یکی جایز و نسبت به دیگری لازم می باشد در این صورت در این صورت این عقد مختلط می باشد.

سپس می توان نتیجه گرفت که عقد نسبت به طرفی که لازم است او حق برهم زدن آن را ندارد و نسبت به کسی جایز است هر زمان که اراده کند می تواند عقد را برهم زند. مصداق بارز آن عقد رهن است. در عقد رهن کسی که خانه خود را رهن می دهد می توان هر زمان که خواست مبلغ مورد مطالبه خود را از مبلغ رهن کم کرده و عقد رهن را بر هم زند. در مقابل کسی که خانه را رهن کرده تا پایان قرارداد ملزم به پایبندی به تعهد خویش در عقد است. بنابراین نسبت به راهن جایز و نسبت به مرتهن لازم است.

انواع عقود

عقد دو وجهی : عقد ممکن است نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز اصولا هرگاه قرارداد برای یک طرف ایجاد حق نماید، قرارداد نسبت به او جایز و نسبت به طرف دیگر لازم خواهد بود. مانند رهن. که این عقد نسبت به مرتهن که حقی برای او ایجاد شده است، جایز است و او می تواند هر قت که بخواهد عقد را فسخ نماید و مسبت به راهن لازم است و وی نمی تواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود، رهن را مسترد دارد.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  طلاق از طرف زن چقدر طول میکشد؟

عقد خیاری : عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد. عقد خیاری عقد لازمی است که در آن شرط خیار (اختیار و حق فسخ معامله) شده باشد.

عقد منجز : عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد. تعلیق در انشاء یعنی وابسته کردن تشکیل و ایجاد معامله، که باطل است و تعلیق در منشا یعنی وابسته کردن وجود و تحقق ماهیت عقد، صحیح است.

عقد معلق : عقد معلق آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری باشد. عقد معلق در مرحله انشاء و توافق با سایر عقود تفاوتی ندارد و اثر عقد است که در این گونه قراردادها، منوط به امر خارجی می شود.

عقد معوض: عقدی است که بر حسب طبیعت خود، دارای دو موضوع باشد. هر یک از طرفین در برابر مالی که می دهد یا تعهدی که بر عهده می گیرد، مال یا تعهد دیگری را برای حود تحصیل می کند. لازم به ذکر است در عقود معوض، تفاوت ارزش دو عوض مانع از معوض شناختن عقد نیست، مگر آنکه عوض چنان ناچیز و کم بها باشد که عرف آن را نادیده گرفته و ظن و گمان صوری بودن عقد معوض ایجاد شود. مانند فروش یک ملک به یک شاخه نبات.

عقد مجانی : عقدی است که یک یا چند نفر بر اساس آن در مقابل یک یا چند نفر دیگر متعهد به امری می شوند یا مالی را مجانا به دیگری تملیک می کنند، بدون آنکه برای شخص یا اشخاص اخیر، التزامی ایجاد شود.

عقد عهدی : عقدی است که اثر آن ایجاد، انتقال یا سقوط تعهد باشد. اگر تعهد برای متعاقدین ایجاد شود به آن عقد دو تعهدی یا تعاهدی گویند (مانند قولنامه) اگر تعهد تنها برای یکی از متعاقدین ایجاد شود، به آن عقد یک تعهدی گویند (مانند تعهد به عدم فروش)

عقد تملیکی : عقدی است که به موجب آن مالی از مالکیت یک شخص به شخص دیگر درآید که ممکن است موارد زیر باشد،

معوض مانند : بیع که عبارت است از تملیک عین به عوض ،

معلوم مجانی مانند : هبه که عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می کند.

تملک عین : مانند بیع تملیک

منافع : مانند اجاره که عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود.

عقد رضایی : عقدی است که به صرف ایجاب و قبول واقع می شود مانند عقد بیع

عقد تشریفاتی: در عقود تشریفاتی علاوه بر تراضی طرفین، تشریفات خاصی وجود دارد. مانند انتقال حق کسب و پیشه با سند رسمی، فروش اموال توقیف شده از طریق مزایده، انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسوولیت محدود با سند رسمی، فروش اموال دولتی

عقد عینی : عقد عینی عقدی است که علاوه بر ایجاب و قبول، نیازمند قبض نیز هست

عقد مسامحه ای : عقدی است که مبتنی بر گذشت و چشم پوشی می باشد مانند هبه. بنابراین در عقود مسامحه ای علم اجمالی کافی است

عقد مغابنه ای : در عقد مغابنه ای علم تفصیلی به مورد معامله لازم است.

عقد مشروط : عقدی است که در ضمن آن شرطی درج شده است. عقد مطلق: عقدی است که شرطی در آن درج نشده باشد.

عقد فردی : عقدی است که آثار آن متوجه متعاملین و قائم مقام قانونی آنها است

عقد جمعی : عقدی است که علاوه بر متعاملین، کسانی را که در انعقاد عقد دخالت نداشته اند را نیز در بر گرفته و جمع را ملزم می کند. مانند قرارداد ارفاقی، پیمان دسته جمعی کار و عقد وقف.

عقد مبتنی بر مذاکره قبلی : در این نوع عقد، طرفین آزادانه به مذاکره پرداخته و شرایط عقد را تعیین می کنند

عقد الحاقی : در این نوع عقد یکی از طرفین که در موضع برتر قرار دارد، محتوای عقد را از قبل تعیین کرده و طرف دیگر بدون آن که بتواند تغییری در آن ایجاد کند، صرفا به آن ملحق می شود، مانند قراردادهای کار.

سوالات متداول در رابطه با عقد لازم و جایز

1-کدام عقد را فوت یکی از طرفین منتفی می سازد؟
عقد جایز مثل وکالت و عاریه و غیره
2-راه حل غیرقابل فسخ ساختن مضاربه چیست؟
می تواند ضمن عقد صلح تنظیم شود.از وکیل کمک بگیرید
3-اگر یکی از طرفین عقد جایز ورشکسته شود چه اتفاقی می افتد؟
اصولا حجر طرفین عقد جایز را فسخ می کند.
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس