ابطال وکالت بلاعزل

0

وکالت، واگذاری اختیارات به فردی دیگر برای انجام کارهای حقوقی مشخص بوده و در واقع وکیل نماینده دیگری است. یک کدام از مشکلاتی که وکالت نامه های معمولی دارا هستند، خطر فسخ قرارداد از جانب موکل میباشد، در حالی که برای این مشکل وکالت بلاعزل پیشنهاد می گردد که نوعی عقد وکالتی میباشد که موکل اجازه فسخ را از خود گرفته و از وکالت های پایدار و غیر قابل فسخ میباشد.

با توجه به این خصوصیت عقد وکالت، برخی اوقات طرفین خواهان پایین آوردن درصد احتمال اتمام یافتن عقد وکالت هستند. از این جهت قانون، راه حلی را به عنوان وکالت بلاعزل به وجود آورده است که از انواع آن می توان به وکالت باعزل در طلاق و وکالت بلاعزل در حضانت فرزند اشاره نمود. با این حال، در وکالت بلاعزل نیز امکان دارد شرایطی ایجاد گردد تا یکی از طرفین بخواهد آن را فسخ یا باطل کند.

با دقت به اینکه وکالت بلاعزل از پایداری بیشتری از وکالت معمولی برخوردار میباشد ، این پرسش به ذهن متبادر می گردد که در چه شرایطی امکان باطل کردن این قرارداد وجود دارد. در این مطلب چگونگی ابطال وفسخ وکالت بلاعزل را توضیح خواهیم داد.

وکالت بلاعزل چیست

در ماده 656 قانون مدنی عقد وکالت این گونه تعریف شده است. “وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود م ینماید.” یعنی فردی دیگری را به عنوان نماینده خویش جهت انجام اموری قرار می دهد که وکالت دهنده را موکل و نماینده او را وکیل می نامند. در ادامه در ماده 678 مشخص میکند که عقد وکالت با عزل کردن وکیل توسط موکل منقضی می شود. با این حال در شرایطی دو طرف برای استحکام بخشیدن به عقد وکالت یا دلایل دیگر ترجیح می دهند تا موکل دیگر نتواند وکیل را بر کنار کند.

برای پاسخ به این مشکل ماده 679 قانون مدنی راه حلی را پیشنهاد می دهد: “موکل می تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل با عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.”

بر اساس این ماده، در شرایطی موکل قادر است این حق عزل وکیل را از خود بگیرد که در اصطلاح، این نوع عقد وکالت، وکالت بلاعزل نامیده می شود. بدین ترتیب طبق ماده فوق، چنانچه عقد وکالت یا عدم عزل وکیل، ضمن یک عقد لازم که نوعی از عقود میباشد که یک طرف نمی تواند آن را باطل کند، شرط شود، وکالت تبدیل به وکالت بلاعزل شده و قاعدتا از طرف موکل قابل فسخ نمی باشد.

انعقاد عقد وکالت مانع نمی شود که موکل خود نتواند موضوع وکالت را انجام دهد. برای مثال اگر وکالت در فروش به شخصی داده است، خود موکل نیز می تواند مال خود را شخصا بفروشد. این نکته هم باید به خاطر داشت که وکالت عقدی جایز است به این معنی که با جنون یا فوت وکیل یا موکل فسخ می شود که وکالت بلاعزل نیز از این قضیه مستثنی نیست .

شرایط ابطال وکالت بلاعزل

در وکالت نامه معمولی بر عکس وکالت بلاعزل، موکل به اراده خویش هر موقع که بخواهد می تواند به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نماید و عقد را فسخ کند، این در حالی میباشد که همان طور که بیان شد در وکالت بلاعزل حق فسخ دیگر برای موکل وجود ندارد. موارد انقضای وکالت بلاعزل به شرح زیر است.

حجر وکیل یا موکل: 

حجر به معنی این است که فرد سلامت روانی خود را از دست بدهد و در اصطلاح یا مجنون باشد و یا توانایی تصمیم گیری در امور مالی را از دست دهد و به عبارتی سفیه باشد. چنانچه وکیل یا موکل دچار جنون گردد وکالت منفسخ می شود و اگر که وکالت در امور مالی داده شده باشد و موکل یا وکیل سفیه گردند، سرنوشت عقد، انفساخ است و وکالت باطل می گردد. در خصوص ورشکستگی موکل، از آن جهت که موکل از دخالت در امور مالی ممنوع میشود، وکالت باطل میگردد.

فوت وکیل یا موکل: 

با فوت وکیل یا موکل رابطه توکیل بین آن ها منفسخ می شود و مانند عقود دیگر مانند اجاره نیست که اگر کسی که اجاره گرفته است یا اجاره داده است فوت کند عقد همچنان پابرجاست. به عنوان مثال چنانچه فردی منزلی را به دیگری اجاره دهد و او فوت کند فرزندان او تا پایان محلت اجاره قادرند در آن سکونت داشته باشند. اما وکالت بلاعزل پس از فوت باطل میشود.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  تحليلي بر تعيين قوانين و مقررات اداری حاكم بر  پرداخت عيدی به سازمان های توسعه ای

استعفای وکیل: 

یکی از طرق انقضای وکالت چه معمولی چه بلاعزل، استعفای وکیل میباشد. این استعفا مسئولیتی را برای او ایجاد نمی کند و تنها بایستی استعفای خود را به اطلاع موکل برساند. این استعفا یک طرفه میباشد و موکل در وکالت بلاعزل به دلیل آنکه حق عزل وکیل را از خود گرفته است قادر نیست او را  از سمت خویش بر کنار کند.

اقاله عقد وکالت بلاعزل:

اقاله به این معنی است که دو طرف عقد با توافق یکدیگر عقد را تفاسخ می کنند یعنی آن را باطل می کنند. در عقد وکالت بلاعزل هم مثل عقود دیگر امکان اقاله وجود دارد و  طرفین قادرند با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی و با رضایت وکیل و موکل موجب بی اثر شدن عقد شوند.

پایان مدت قرارداد در صورت زماندار بودن وکالت:

چنانچه عقد وکالت برای مدت مشخصی تنظیم شده باشد، بعد از گذشت آن مدت زمان، عقد منفسخ می گردد. مثلا شخصی برای انجام امور مالی خود به مدت دو سال به دیگری وکالت می دهد، با پایان دو سال عقد وکالت هم منفسخ می شود.

از بین رفتن موضوع قرارداد یا انجام شدن آن:

اگر شخصی برای انجام کاری به دیگری وکالت بلاعزل داده باشد، با اتمام آن کار یا از بین رفتن موضوع آن، وکالت فسخ می شود. برای مثال فردی به دیگری برای فروش اتومبیل خود وکالت می دهد، در صورتی که اتومبیل به فروش برود یا از بین برود به عنوان مثال دزدیده شود و یا به طریقی خراب گردد که دیگر ارزش نداشته باشد، وکالت بلاعزل منفسخ می گردد. این انجام شدن شامل انجام دادن موضوع عقد توسط وکیل و موکل است. دادن اختیار انجام کاری به دیگری مانع این نمی شود که خود فرد نتواند آن را انجام دهد و عقد وکالت با انجام شدن توسط موکل هم فسخ می شود.

نکات وکالت بلاعزل

  1. وکالت بلاعزل اگر چه وکالت ساده نمیباشد و جزء وکالت غیر قابل فسخ و پایدار به حساب می آید؛ اما مثل وکالت ساده با فوت یا جنون وکیل یا موکل از بین می‌رود.
  2. وکالت بلاعزل صرفا به منزله نمایندگی از طرف موکل به وکیل در انجام مورد وکالت است و به معنای انتقال مورد وکالت نیست و هیچکس نمی‌تواند با وکالت بلاعزل ادعای مالکیت کند؛ مگر اینکه طبق قراردادی مثل بیع (قرارداد خرید و فروش) به وکیل منتقل شده باشد.
  3. اگر موکل ضمن عقد، انجام وکالت را از خود سلب کرده باشد؛ در این صورت وی علاوه بر اینکه حق عزل وکیل را از خود سلب کرده، حق انجام دادن مورد وکالت را هم نخواهد داشت.
  4. با اینکه وکالت بلاعزل در اکثر موارد اهداف دو طرف‌ قرارداد را تامین می‌کند و ویژگی هایی دارد؛اما گاهی با امضای یک وکالتنامه رسمی بلاعزل، افراد ناخواسته تمام دارایی و اموال خود را از دست می‌دهند.

بنابراین بهتر است در دادن وکالت بلاعزل به فرد یا افراد دقت شود؛ زیرا عده‌ای از طریق وکالت بلاعزل اقدام به کلاهبرداری می‌کنند.

ابطال وکالت بلاعزل طلاق

حق طلاق مطابق قانون با شوهر میباشد. چنانچه زوجین بخواهند که هر دو حق طلاق داشته باشند، قانون این اجازه را به آنها می دهد که با تنظیم وکالت نامه بلاعزل، زن هم حق طلاق داشته باشد یعنی به عنوان مثال در عقد نامه ازدواج خود بیاورند که زن در طلاق وکالت دارد و مرد قادر نیست او را عزل کند. به عبارتی مرد می تواند به همسر خود وکالت طلاق بدهد و زن هر زمان که بخواهد با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند.

راه های ابطال وکالت بلاعزل در طلاق شامل اقاله کردن وکالت، استعفای زن از وکالت در طلاقش، فوت شدن زن یا شوهر و همچنین با مجنون شدن یکی از آن ها انجام می گیرد. جنون زن یا شوهر، هرچند که وکالت را از بین می برد ولی ازدواج آنان همچنان به قوت خود باقی میباشد به علاوه گاهی امکان دارد وکالت در طلاق برای مدت معینی داده شود، مثلا پنج سال، که بعد از اتمام آن مدت، وکالت نیز پایان می یابد.

این مطلب را نیز مطالعه کنید:  انواع دعاوی کیفری چیست

نکته مهم این میباشد که چون موضوع وکالت در طلاق از موضوعات مالی نمیباشد، با سفیه شدن یکی از طرفین عقد پا بر جا می ماند.

ابطال وکالت بلاعزل حضانت

یک کدام از کاربرد های اساسی عقد وکالت بلاعزل در حضانت فرزندان پس از طلاق میباشد. چنانچه حضانت فرزند با یکی از والدین باشد، والد دیگر قادر است با تنظیم وکالت‌نامه بلاعزل حضانت فرزند را عهده دار شود. البته وکالت بلاعزل حضانت تا زمان سن حضانت فرزند اعتبار دارد و پس از آن فرزند می تواند انتخاب کند که با کدام والد زندگی کند. به عنوان مثال حضانت فرزندان تا هفت سالگی با مادر میباشد و طرفین قادرند با انعقاد وکالت‌نامه بلاعزل حضانت فرزندان را به پدر واگذار نمایند.

وکالت بلاعزل در حضانت با فوت یا جنون والد وکالت دهنده و وکالت گیرنده، اقاله وکالت نامه و استعفای والد از حضانت از بین می رود و به این دلیل که مساله حضانت در زمره مسایل مالی نیست، با سفیه شدن والد، عقد وکالت همچنان پا بر جا خواهد ماند.

علاوه بر مواردی که گفته شد در قانون مدنی شرطی اختصاصی برای ابطال وکالت بلاعزل حضانت وجود دارد که در ماده 1173 این گونه بیان شده است: “هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در‌معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل‌ مقتضی بداند، اتخاذ کند.”

به زبان ساده دادگاه برای مصلحت کودک می تواند از والد سلب حضانت کند و چنانچه شرایطی که در ادامه ماده به آن اشاره شده و شامل “اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار، اشتهار( مشهور بودن ) به فساد اخلاق و فحشا، ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی، سو استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی‌گری و قاچاق، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف” است، در دادگاه اثبات گردد، وکالت بلاعزل در حضانت باطل می شود.

ابطال وکالت بلاعزل
ابطال وکالت بلاعزل

ابطال وکالت بلاعزل فروش خودرو

چنانچه وکالت در فروش خودرو به صورت بلاعزل باشد، انحلال آن در موارد زیر ممکن است:

  1. چنانچه وکالت در فروش برای مدت معینی باشد، با پایان آن مدت، عقد وکالت هم از بین می رود.
  2. با فوت یا جنون هر یک از خریدار یا فروشنده، عقد وکالت منحل می شود.
  3. اگر فروشنده خود موضوع وکالت را انجام دهد، حتی اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد، منحل می شود.
  4. چنانچه خودرو (متَعَلَق وکالت) از بین برود، عقد وکالت هم منحل می شود.
  5. اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد اما شرایط اساسی صحت عقد را نداشته باشد، می توان ابطال آن را تقاضا کرد.

 شرایط لازم برای نوشتن لایحه ابطال وکالت نامه  بلاعزل

لایحه، درخواست و سند معتبری میباشد که بایستی توسط فردی با تجربه نگارش گرددد. فردی که به فنون نویسندگی و شرایط حقوقی ابطال وکالت بلاعزل  کاملا تسلط داشته باشد.

نوشتن لایحه ابطال وکالت نامه  بلاعزل میبایست قوی و دقیق باشد تا بتواند بر روند و پیشبرد مراحل قانونی دادگاه موثر واقع گردد.

فرد جهت نوشتن لایحه ابطال قراداد بلاعزل بایستی به تمام جزئیات پرونده تسلط داشته باشد و بر اساس هر مرحله جدید دادگاه، لایحه قابل قبولی ارائه دهد.

نوشتن یک لایحه قوی و ارائه به دادگاه می تواند قرارداد  بلاعزل را فسخ کند در غیر این صورت اگر چه موکل دلایل و مدارک قانونی برای اثبات لغو قراداد بلاعزل داشته باشد اما به دلیل نوشتن لایحه ضعیف  طبق نظر قانون   فسخ نمی شود.

مدارک لازم برای دادخواست ابطال وکالت بلاعزل

  1. مدارک شناسایی مانند کارت ملی یا شناسنامه
  2. استشهادیه و گواهی شهود
  3. وکالت نامه‌ای که ابطال آن مورد درخواست است.
  4. کلیه مدارکی که با موضوع مرتبط است.
این مطلب را نیز مطالعه کنید:  اگر مطمین بودیم بچه مان فرزند خودمان نیست چطور ثابت کنیم؟

نمونه رای ابطال وکالت بلاعزل

✅ چکیده:
اگر عقد لازمی، واقع شده و شرط وکالت، ضمن آن محقق شده باشد، وکالت بلاعزل است. بنابراین به صرف لفظ “عقد خارج لازم” وکالت بلاعزل نمی‌گردد

✅رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای س.ج. با وکالت محمدرضا مهری و مسعود تیموری متفقاً و منفرداً به طرفیت س.ح. و سردفتر اسناد رسمی شماره … تهران به خواسته تنفیذ عزل وکالتنامه شماره 53913 مورخه 22/4/91 تنظیمی در دفترخانه شماره 293 تهران به انضمام خسارت دادرسی و حق‌الوکاله وکیل با توجه به محتویات پرونده و اظهارات وکیل خواهان به شرح مندرج در صورت‌جلسه مورخه 25/3/92 و لوایح تقدیمی به شماره 580 – 25/3/93 مبنی بر اینکه وکالت عقد جایز بوده و موکل می‌تواند وکیل را عزل کند و تنها توسط یک طرف امضاء شده است.

در ضمن عقد خارج لازم نبوده است. وکالت حکم است، حق نیست که حق عزل را سلب نماید.

دادگاه با ملاحظه مفاد وکالتنامه تنظیمی و تقاضای کتبی طرفین نسبت به تنظیم وکالت به تاریخ 22/4/92 که صراحتاً وکالت حق طلاق به‌صورت بلاعزل می‌باشد و در ضمن وکالت نیز حق عزل وکیل سلب گردیده و عقد با رضای طرفین واقع شده و طرفین در هنگام عقد تمام شرایط اساسی صحت عقد مقرر در ماده 190 قانون مدنی نیز و صرفاً ارسال اظهارنامه مبنی بر عزل را نمی‌توان دلیل بر عزل وکیل قلمداد نمود و چون اصل موضوع منتفی است و (به نظر حق عزل از موکل سلب گردیده است) و دیگر قرائن و امارات موجود در پرونده دعوی خواهان را وارد ندانسته و به استناد مواد 219. 223 و ماده 10 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید.

نمونه رای دادگاه تجدیدنظر در ابطال وکالت بلاعزل طلاق

تجدیدنظرخواهی آقای س.ج. با وکالت آقای محمد رضا مهری، به طرفیت 1- خانم س.ح. با وکالت آقای م.الف. 2- سردفتر اسناد رسمی شماره … تهران، نسبت به دادنامه شماره 302 مورخ 11/4/93 صادره از شعبه 233 دادگاه خانواده تهران وارد و موجه است و دادنامه مزبور که به‌موجب آن حکم به رد دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته تنفیذ عزل وکیل موضوع وکالتنامه شماره 53913 –22/4/93 دفتر خانه مذکور صادر شده مغایر با قانون و دلایل موجود در پرونده و خلاف موازین شرعی است.

زیرا برابر ماده 679 قانون مدنی

موکل می‌تواند هر وقت بخواهد وکیل خود را عزل کند. مگر اینکه وکالت وکیل و یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.

در حالی که وکالت وکیل موضوع وکالتنامه فوق‌الذکر در ضمن عقد لازم شرط نشده و عدم عزل وکیل نیز در ضمن عقد لازم شرط نشده است و عبارت: ((…. و موکل ضمن عقد خارج لازم حق عزل وکیل را از خود سلب و ساقط نمود.)) مندرج در ذیل وکالتنامه مزبور نیز برخلاف واقع درج گردیده و با واقع انطباق ندارد.

زیرا حسب اقرار صریح سردفتر مربوطه و طرفین در جلسه مورخ 26/8/93 این دادگاه هیچ عقد خارج لازمی بین وکیل و موکل در دفتر خانه و در حضور سردفتر واقع نشده است و حسب اقرار وکیل تجدیدنظرخوانده ردیف اول در خارج از دفتر خانه و قبل از تنظیم سند وکالت نیز بین آنان عقد لازمی منعقد نشده است.

تجدیدنظرخواه نیز منکر وقوع هر گونه عقد لازم بین خود و همسرش می‌باشد.

آنچه که بنا به ادعای تجدیدنظرخوانده ردیف اول (زوجه) در خارج از دفتر صورت گرفته توافق طرفین و تعهد زوج به تنظیم سند وکالت و اعطاء وکالت بلاعزل بوده و عقدی از عقود لازم بین طرفین منعقد نشده است تا ضمن آن عدم عزل وکیل شرط شده باشد.

بنابراین با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می‌گردد و با استناد به ماده 679 قانون مدنی و ماده 202 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تنفیذ عزل وکیل از وکالت اعطائی موضوع وکالتنامه شماره 53913-22/4/93 دفتر خانه شماره … تهران از تاریخ تنظیم اظهار نامه شماره 9310678999604057 مورخ 1/2/93صادر و اعلام می‌گردد. این رأی قطعی است.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
Leave A Reply

Your email address will not be published.

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 1
در دسترس
WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی آنلاین شماره 2
در دسترس